شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٦١
و گوسفندان زيادى را به غنيمت گرفتند. چوپانها گريختند و به مردم خبر دادند و آنان دسته جمعى پراكنده شدند. بشير رفت تا به منطقه آنان رسيد اما كسى را در آنجا نديد.
آنگاه گوسفندان را همراه خود به مدينه آورد. در راه دو نفر را دستگير كرد و به مدينه آورد كه هر دو مسلمان شدند.
و- سريه ابن ابى العَوْجاء سُلَمى بر سر بنى سُلَيْم:
در ذى حجه سال هفتم هجرى، رسول خدا (ص) ابن ابى العوجاء سُلَمى را در رأس پنجاه رزمنده بر سر بنى سُلَيم فرستاد. او به ايشان حركت كرد ولى جاسوسى از آنان، بر وى پيشى گرفت و مردم را خبر كرد. بنى سليم از همه نواحى گردآمدند و با مسلمانان بشدت پيكار كردند و آنها را از هر سو در محاصره گرفتند. رزمندگان اسلام تا آخرين نفر جنگيدند. ابن ابى العوجا نيز زخمى شد و در ميان كشتگان افتاد و سپس با مشقت خود را به مدينه رساند.
ز- سريه غالب بن عبدالله لَيْثى بر سر بنى مُلوَّح در كَديد «١»:
رسول خدا (ص)، در صفر سال هشتم هجرى، غالب بن عبدالله ليْثى از قبيله بنى كلب بن عوف در رأس يك گروه ده نفر و اندى به جنگ فرستاد و به آنان فرمان داد كه به بنى مُلوّح- از بنى ليث در محله كديد حمله كنند.
غالب رفت تا به قُدَيد «٢» رسيد. در آنجا با مردى برخورد كه گويا نزد رسول خدا (ص) مىرفت تا اسلام بياورد. غالب او را دستگير كرد و گفت اگر مسلمان باشى يك شبانه روز اقامت به تو زيانى نمىرساند و اگر نباشى بايد اطمينان پيدا كنيم. به اين ترتيب غالب اين احتمال را كه آن مرد جاسوس بنى ملوّح باشد از ميان برد.
مسلمانان راه افتادند و هنگام غروب خورشيد به كَديد رسيدند. و در ناحيه وادى كمين كردند. چون بنى مُلوَّح به خواب رفتند، به آنان حمله بردند و پس از غنيمت گرفتن گوسفندان آنها، به مدينه بازگشتند.
ح- سريه غالب بن عبدالله ليثى به فدك:
در ماه صفر سال هشتم هجرى، رسول خدا (ص) غالب بن عبدالله ليثى را در رأس دويست رزمنده به همراهى اسامة بن زيد به