شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٥٧
پسازكشته شدن سلّامبنمِشْكَم، يك گروهازيهوديان بهفرماندهىحارث بنابى زينب براى جنگ با مسلمانان از دژها بيرون آمدند، ولى ضد حمله خزرجيان آنان را مجبور به عقب نشينى كرد.
مسلمانان با تمام وجود حمله مىكردند و يهوديان تا پاى جان دفاع! اينان به خوبى مىدانستند كه شكست همان و پايان يافتن زندگى آنان در شبه جزيره عربستان همان! مسلمانان حمله اصلى خود را متوجه دژ ناعم ساختند و به منظور جلوگيرى از همكارى ميان يهوديان و نيز پوشيده داشتن هدف اصلى حمله، يك گروه از رزمندگانشان دژهاى ديگر را سرگرم كردند.
تهاجم سنگين مسلمانان عليه دژ ناعم سه روز ادامه يافت. يهوديان دو روز نخست را درون دژ ماندند و پس از شدت گرفتن محاصره، روز سوم براى جنگ در خارج آن بيرون آمدند. مسلمانان فرصت را غنيمت شمردند و جنگ سختى را پيرامون دژ برپا كردند كه طى آن فرمانده يهوديان يعنى حارث بن ابى زينب كشته شد و قلعه ناعم تسليم گرديد.
سقوط اين دژ بر روحيه يهوديان تأثير بسيار نهاد و پس از يك درگيرى شديد، دژ غَمُوصْ نيز تسليم گشت. در اين هنگام آذوقه مسلمانان پايان يافت. از اين رو تهاجم اصلى را متوجه دژ صَعْبِ بن مُعاذ كردند كه آذوقه فراوانى در آنجا انبار شده بود.
مسلمانان موفق به تصرف دژ گرديدند و از آذوقه موجود در آن استفاده كردند، و بدينسان از فشار تداركاتى آنان كاسته شد.
از آن پس يهوديان براى دفاع از ديگر دژهايشان تا پاى مرگ ايستادند و جانانه نبرد مىكردند! سپس تهاجم مسلمانان روى دژ زبير متمركز شد، ولى ساكنان آنجا بشدت پايدارى كردند. از اين رو تصميم گرفتند آب را به روى آنها ببندند و به اين وسيله مدافعان يهود را ناچار به بيرون آمدن سازند [اين اقدام مؤثر افتاد و] مسلمانان در ميدان باز با آنها به پيكار پرداختند. بيشتر يهوديان نابود شدند و باقيمانده آنها گريختند. «١»