شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٤٧
مواصلاتى «١» او دراز گردد و بر دشواريهاى او افزوده شود و فرصت پيروزى او نسبت به زمانى كه به پايگاه اصلى نزديك است، كاهش يابد.
پس از رسيدن به حديبيه، رسول خدا (ص) همچنان بر موضع صلح طلبانهاش پاى مىفشرد و هرگز آن را از نظر دور نمىداشت؛ و در راستاى تأكيد بر نيات صلح آميز مسلمانان، به فرستادگان قريش اجازه داد كه به اردوگاه آنها بيايند و چند نفر از مسلمانان را نيز براى گفت و گو نزد آنها فرستاد.
هنگامى كه مسلمانان مورد تهاجم و تير اندازى مشركان قرار گرفتند، كوشيدند تا بدون رساندن هرگونه زيان مالى و جانى آنان را دستگير كنند. مسلمانان موفق شدند آنها را به محاصره در آورده دستگير كنند و بدون هيچ آزار و اذيتى، نزد قريش بازگردانند.
آيا موارد ياد شده بر چيزى جز پافشارى رسول خدا (ص) براى تفاهم با قريش و بر قرارى صلح ميان طرفين دلالت مىكند؟
ديديم كه رسول خدا (ص) در اين غزوه، به خلاف غزوههاى ديگر، با ياران خود درباره صلح مشورت نكرد و تنها به نظر خود شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ٢٥٦ سير حوادث:
ص : ٢٥٥ عمل كرد. دليل اتخاذ چنين موضعى كاملًا روشن است.
تصميمنهايى و قطعى رسول خدا (ص) تفاهم با قريش بود و چنين تصميمى نياز به مشورت نداشت. مقصود پيامبر (ص) از تفاهم با قريش پىگيرى هدفهاى دراز مدتى بود كه افشاى آنها به نفع دعوت اسلامى و مسلمانان نبود، چنانكه آينده نيز آن را ثابت كرد.
شمار نيروهاى اسلام در حديبيه ١٦٠٠ نفر بود. اين شمار، دو سال بعد و در فتح مكه به ده هزار نفر رسيد. چقدر اين دو عدد با هم اختلاف دارند! اين نمونهاى از فوايد صلح حديبيه براى مسلمانان بود.
اگر چندگاهى جنگ كنار نهاده نمىشد و طرفين صلح نمىكردند، آيا در چنان اوضاع و احوالى امكان گسترش سريع اسلام وجود داشت؟
خويشتن دارى:
ما در اينجا قصد نداريم كه همانند مورخان اسلامى، به جزئيات جنگ حديبيه بپردازيم. ولى اين را با تمام وجود احساس مىكنم كه خويشتندارى پيامبر (ص) و يارانش در اين جنگ فوق العاده بود.