شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٤٠
رسيدن به عُسْفان «١» در دو منزلى شمال مكه، بازگشت و گزارش داد كه قريش و شمارى از همپيمانهايشان براى جلوگيرى مسلمانان از زيارت خانه خدا همدست شدهاند.
رسول خدا (ص) با يارانش به مشورت پرداخت و تصميم نهايى چنين شد: از آنجا كه هدف اين غزوه زيارت خانه خداست، جز در صورتى كه قريش بخواهند به زور آنان را از اين هدف بازدارند، به مبارزه اقدام نكنند.
اما ناگهان سپاه مشركان در عُسْفان پيش چشم آنها نمايان گرديد. رسول خدا (ص) فرمان داد مسلمانان از يك راه فرعى واقع در غرب راه عمومى حركت كنند. آنان به سختى آن راه ناهموار را پيمودند و از برخورد با مشركان رهايى يافتند و در به حديبيه واقع در سه ميلى شمال مكه اردو زدند.
ب- مشركان: قريش به دنبال آگاهى از حركت مسلمانان ترسيدند كه مبادا حيلهاى نظامى در كار باشد و بظاهر وانمود كنند كه به قصد عمره آمدهاند و جنگى در كار نيست، اما در پنهان قصد غافلگيرى و نابود سازى آنها را داشته باشند. از اين رو پس از نشستى مشورتى، دويست سوار و شمارى پياده را به فرماندهى خالِد بن وَليد و عِكْرَمة بن ابوجهل اعزام كردند تا از ورود پيامبر خدا (ص) به مكه جلوگيرى كنند. اما بيراهه رفتن مسلمانان آنها را غافلگير كرد و امكان درگيرى را از آنها گرفت. از اين رو به مكه بازگشتند تا در برابر مسلمانان از آن شهر دفاع كنند.
بُدَيْل بن وَرْقاء با چند تن از مردان خُزاعه نزد قريش آمد و به اطلاع رساند كه محمد براى زيارت آمده و قصد جنگ ندارد. اما قريش پاسخ دادند: اگر هم بدون قصد جنگ آمده باشد، به خدا سوگند اجازه نمىدهيم كه به زور وارد مكه شود و اين داستان ميان اعراب دهان به دهان نقل گردد.» زد و خورد گروهى از متعصبان قريش به استعداد پنجاه نفر، اردوگاه مسلمانان را مورد حمله قرار دادند. اما تهاجم آنها به وسيله مسلمانان دفع گرديد و همگى به اسارت درآمدند. رسول