شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ٢٠٨
سر بيرون كردند. «١» ٣- يك دسته از دلاوران قريش از جمله عَمرو بن عَبدوَدَّ و عِكرَمة بن ابوجهل به تكاپو افتاده و بنى كنانه را به جنگ تحريك كردند. سپس اين دسته كنار خندق رسيده محل كم عرضى كه پيدا كردند و با اسبان خود عبور نمودند. حضرت على (ع) با چند نفر از مسلمانان به مقابله آنها برخاست و به سرعت خود را به نقطهاى كه مشركان از آنجا عبور كرده بودند رسانيد تا اين كه در وهله نخست خط بازگشت مشركان را قطع كند و در ثانى از رسيدن كمك احزاب جلوگيرى نمايد. آنگاه، حضرتش با عمروبن عبدود جنگيد و او را كشت. دو تن از مشركان نيز به وسيله مسلمانان كشته شدند و ديگران راه فرار به پايگاههايشان را در پيش گرفتند.
٤- يك دسته از مشركان به سمت محل استقرار پيامبر اكرم (ص) يورش بردند.
سربازان اسلام تمام مدت روز را با آنان جنگيدند. هنگام نماز عصر مشركان به جايگاه پيامبر (ص) نزديك شدند و كار بر مسلمانان بسيار سخت شد، تا جايى كه موفق به خواندن نماز هم نشدند. اما شب هنگام توانستند از پيشروى دسته مشركان جلوگيرى كرده آنان را نوميدانه وادار به عقب نشينى سازند.
٥- رسول خدا (ص) تلاش كرد تا بخشى از احزاب را به ازاى يك سوم محصول خرماى مدينه از شهر دور كند و در گفت گوهايش با فرمانده غَطْفان به اين توافق نزديك شده بود. اما بزرگان اوس و خزرج پيشنهاد كردند كه هيچ مقدار از محصول مدينه به مشركان داده نشود و رسول خدا (ص) نيز با اين پيشنهاد موافقت كرد.
٦- ادامه محاصره و توقف اعراب در اطراف مدينه بر روحيه آنان تأثير گذاشت. به ويژه آنكه فصل زمستان بود و بطور كلى اعراب طاقت ماندن در يك محاصره و يا جنگ دراز مدت را ندارند، از اين رو از توقف بلند مدت و بى فايده خود گله وشكايت مىكردند.
٧- نُعَيم بن مسعود غطفانى نزد رسول خدا (ص) آمدو اظهار داشت كه او اسلام