شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٧٦
اگر فرماندهى ابوسفيان از اندك كفايتى برخوردار مىبود، پس از آنكه مسلمانان به محاصره كامل درآمدند مىتوانست بسيارى از آنها را بكشد.
اما فرماندهى رسول خدا (ص) به خوبى در اين جنگ درخشيد. آن حضرت با انتخاب يك محل مناسب براى جنگ، قريش را مجبور ساخت كه در آنجا بجنگد. طرح و نقشه جنگ را تنظيم كرد و براى پشتيبانى از مسلمانان مواضعى براى تيراندازان در نظر گرفت و سپس يك نيروى دفاعى كامل را زير نظر يك فرمانده مسؤول به مواضع فوق اختصاص داد.
همه اينها با وجود اهميتى كه دارد نسبت به ظهور نبوغ فرماندهى آن حضرت ٩ در اثناى مرحله دوم جنگ احد ناچيز بود. در اين مرحله مشركان كه پنج برابر مسلمانان بودند، نيروى اندكشان را به حلقه محاصره انداختند. اين در حالى بود كه پس از شنيدن خبر كشته شدن پيامبر خدا (ص) روحيه بسيارى از آنها خرد شده بود و به بلنديهاى احد، دور از ميدان نبرد پناه برده بودند. تنها گروه اندكى از نيروهاى اسلامى همراه رسول خدا (ص) باقى مانده در برابر شدت حملههاى قريش، كه در اوج قدرت و قله پيروزى قرار داشتند، دفاع مىكردند.
رسول خدا (ص) موفق گرديد- در وضعيتى كه كار مسلمانان به غايت دشوار و كار قريش قرين موفقيت بود- بر اوضاع نوميد كننده جنگ مسلط شود؛ با كمك مسلمانان باقيمانده حلقه محاصره دشمن را بشكند و موضعى مشرف به ميدان نبرد را به اشغال درآورد. آن حضرت باقيمانده نيروهايش را تجديد سازمان كرد و روحيه و نيرو و قدرتشان را دوباره بازگردانيد و با اين نيرو جلو پاتكهاى سنگين مشركان را سد كرد و شكست را به پيروزى مبدل ساخت و در حالى كه نابودى مسلمانان حتمى به نظر مىرسيد مشركان را مجبور ساخت كه از نابودى مسلمانان دست بردارند و بناچار ميدان نبرد را ترك بگويند.
آن حضرت به اين هم بسنده نكرد و روز دوم پس از جنگ براى تعقيب نيروهاى شرك بيرون آمد؛ و آنان را ناچار ساخت كه به جاى حمله دوباره به مسلمانان به حيلهگرى متوسل شوند و اطلاعات دروغين بفرستند. رسول خدا (ص) به اين تهديد