شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٦٨
به جايگاه آنان حمله كرد. از آنجا كه شمار افراد باقىمانده اندك بود و تكافوى پدافند آن منطقه وسيع را نمىكرد، در مقابل تهاجم خالد ناچار به عقب نشينى شدند.
مسلمانان خبر از غافلگيرى خود نداشتند و خالد با صداى بلند به قريش اطلاع داد كه مسلمانان را از پشت دور زده است. با شنيدن اين خبر، سپاه شكست خورده قريش بازگشتند و يك «پاتك جبههاى» را عليه مسلمانان آغاز كردند. آنان شعار مىدادند:
«پاينده باد عزّا! پاينده باد هبل!»؛ و خالد كار دور زدن از پشت را به پايان برد و مسلمانان را در محاصره كامل قرار داد.
مسلمانان در وضعيتى دشوار و در معرض خطرى جدّى واقع شدند. چرا كه افراد به دنبال جمع غنايم رفته بودند و صفوف از هم پاشيده آنها، قدرت پايدارى نداشتند.
ب- حركت خالد مسلمانان را بكلى غافلگير كرد. آنان كه انتظار چنين چيزى را نداشتند، همگى پراكنده شدند. تنها شمار اندكى از آنها كه در كنار پيامبر (ص) مانده بودند «١»، تلاش مىكردند تا شايد از ميان نيروهاى قريش راهى باز كنند و محاصره را بشكنند.
بسيارى از مسلمانها در اين راه به شهادت رسيدند و مشركان موفق شدند خود را به پيامبر (ص) بسيار نزديك كنند. يكى از آنها با پرتاب سنگى دندان پيشين آن حضرت را شكست. رسول خدا (ص) بدون اعتنا به اين جراحت، همراه باقيمانده يارانش در حركتبود. ناگهان در گودالى كه ابوعامر بر سر راه مسلمانان كنده بود، فرو افتاد.
حضرت على بن ابى طالب (ع) دويد و دست آن حضرت را گرفت و طَلحة بن عُبيدالله آن حضرت را بلند كرد تا بر سر پا ايستاد.
ج- لبه تيز حمله مشركان متوجه از ميان بردن پيامبر (ص) و يارانش بود و يك تن از آنها فرياد زد: «محمد كشته شد.» اما ياران پيامبر (ص) در راه دفاع از وى جانفشانى مىكردند.
امِّ عِماره (نَسيبه خَزْرَجى) در آغاز روز با مشكى آب بيرون آمد و در ميان مسلمانان مىچرخيد و زخميها را سيراب مىكرد. هنگامى كه مشركان مسلمانان را محاصره كردند و جان شخص پيامبر در معرض اين خطر غافلگير كننده قرار گرفت، نسيبه مشك را