شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٦٦
ب- ابو عامر و عِكْرَمةِ بن ابوجهل تلاش كردند تا هر دو جناح سپاه اسلام را مورد حمله قرار دهند، اما از سوى مسلمانان سنگباران شدند. از آنجا كه نيروهاى اسلامى به بلنديهاى احد تكيه داشتند، كوشش براى حمله به جناحهاى آنان بىفايده بود.
ج- حضرت حمزه با صداى بلند رمز شناسايى مسلمانان در احد يعنى «امِت- امِت» (بميران، بميران) را فرياد زد و به قلب سپاه شرك حمله كرد.
هنگامى كه پرچمدار سپاه شرك، طلحة بن ابى طلحه هماورد خواست، حضرت على (ع) به مصافش شتافت و او را كشت.
ابودجانه در حالى كه شمشير پيامبر (ص) را به دست داشت و پيشانىبند مرگ را بسته بود، جانانه به جنگ پرداخت. به هر كس رسيد او را كشت تا اينكه صفوف مشركان شكافته شد. در اين اثنا به شخصى برخورد كه مشركان را به جنگ تشويق مىكرد؛ و با شمشير به او حملهور شد. اما هنگامى كه متوجه شد او هند است كه شيون مىكند، روى از او برتافت. زيرا احترام شمشير پيامبر (ص) را بيش از آن مىديد كه زنى را با آن بكشد.
اوجگيرى جنگ (دور اول):
الف- قريش كه يك سال پيش، اشراف و بزرگان خود را در جنگ از دست داده بودند، اينك در حالى كه خون انتقام در رگهايشان مىجوشيد وارد كارزار گرديدند. زنان نيز از پشت سر آنان را تحريك و تشويق مىكردند و روح شجاعت را در آنان مىدميدند.
چندين نفر از زنها بردگانى را با خود همراه ساخته به آنان وعده كرده بودند، در مقابل گرفتن انتقام خون پدران، برادران، شوهران يا عزيزانشان كه در بدر كشته شدهاند، پاداش بزرگى خواهند يافت. از آن جمله هند، همسر ابوسفيان بود كه به وحشى، غلام جبير بن مطعم وعده داد، اگر حمزه را بكشد پاداش بزرگى دريافت خواهد كرد. جُبير بن مُطعم كه عمويش در بدر كشته شده ب شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ١٧٦ فرماندهى:
ص : ١٧٥ ود نيز به غلامش گفت: «اگر حمزه عموى پيامبر (ص) را بكشى آزادى.» وحشى در ميان صفوف كمين كرده مراقب سردار رشيد اسلام، حمزه (ع) بود، تا اينكه ديد وى به قلب لشكر زده پهلوانان سپاه شرك را يكى پس از ديگرى درو مىكند.
آنگاه زوبينش را سوى حمزه نشانه گرفت كه به پايين ناف او اصابت كرد و از ميان دو پايش بيرون آمد و آن راد مرد سپاه اسلام بر اثر اين ضربه به شهادت رسيد.