شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٦٥
رسولخدا (ص) حق آن چيست؟» فرمود: «اينكه آنقدر آن را به دشمن بزنى تا خم شود!» ابودجانه مرد شجاعى بود و پيشانىبند سرخ رنگى داشت كه هرگاه آن را مىبست، مردم مىدانستند كه قصد جنگ دارد. او شمشير را از رسول خدا (ص) گرفت و پيشانىبند موسوم به پيشانىبند مرگ را بيرون آورد و به سر بست. آنگاه به عادت هميشگى در ميان صفوف لشكر مغرورانه به گام زدن پرداخت. رسول خدا (ص) كه غرور وى را ديد فرمود: «خداوند اينگونه گام زدن را دشمن مىدارد، مگر در ميدان جنگ.» ى- وضع نيروهاى اسلام قبل از آغاز جنگ در احد به ترتيبى بود كه ياد شد.
روند پيكار:
آغاز درگيرى:
الف- با حمله يك دسته از نيروهاى قريش به فرماندهى ابوعامر، عبد عمرو بن صيفى اوْسى عليه نيروهاى اسلام، جنگ آغاز گرديد. اين ابو عامر از مدينه به مكه رفت و به تحريك قريش عليه پيامبر (ص) پرداخت. او كه در بدر همراه قريش شركت نكرده بود، با ١٥ نفر از اوسيان و بردگان مكه عازم جنگ احد گرديد. دسته زير فرماندهى او تنها از همين تعداد تشكيل مىشد. اما او به قريش چنين وانمود مىكرد كه اگر وى از اوْسيان حاضر در صفوف پيامبر (ص) بخواهد، به حكم خويشاوندى به او خواهند پيوست و قريش را يارى خواهند كرد.
ابو عامر در حالى كه فرياد مىزد: «اى گروه اوس، من ابو عامرم!» بيرون آمد. اوسيان مسلمان پاسخ دادند: «اى فاسق! خداوند هيچ گاه چشم تو را روشن نگرداند»؛ و به او حمله كردند.
با صدور فرمان رسول خدا (ص) به مسلمانان، جنگ ميان طرفين درگرفت.