شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٦٢
مسلمانان:
الف- عباس، عموى پيامبر (ص)، نامهاى را به وسيله مردى براى رسول خدا (ص) فرستاد و زمان حركت قريش، براى جنگ با آن حضرت، و نيز شمار نيروهايشان را گزارش داد. آن مرد نامه را بسرعت به مدينه آورد، بطورى كه راه مكه- مدينه را سه روزه پيمود! او رسول خدا (ص) را در مسجد «قبا» «١» ديد و نامه را به وى تقديم كرد.
ب- أُبَىِّ بن كعب نامه را براى رسول خدا (ص) خواند. حضرتش از وى خواست كه مضمون آن را براى هيچ كس فاش نسازد؛ و به مدينه منوره بازگشت.
ج- پيامبر گرامى ٩ دو تن «٢» از يارانش را فرستاد تا محل استقرار قريش را شناسايى كند. آن دو متوجه شدند كه سپاه شرك به مدينه نزديك شدهاند و اسب و شترشان را براى چرا در مزارع اطراف رها كردهاند.
د- مسلمانان از سرانجام اين جنگ ترسيدند، زيرا قريش بگونه بىسابقهاى خود را براى جنگ آماده كرده بود. از اين رو شب را مسلحانه در مسجد ماندند و در وروديهاى شهر نيز نگهبان گماشتند.
ه- بامداد جمعه، پانزدهم شوال سال دوم هجرى، رسول خدا (ص) مسلمانان صاحب انديشه و نظر را گرد آورد تا درباره چگونگى رويارويى با دشمن با آنان مشورت كند.
نظر رسول خدا (ص) بر اين بود كه مسلمانان در مدينه منوره سنگر بگيرند و قريش را در بيرون واگذارند و آنگاه كه وارد شهر شدند با آنان به جنگ خيابانى بپردازند. آشنايى مسلمانان با محل نبرد- به عكس قريش- به آنان كمك مىكرد كه با حملههاى خود زيانهاى سنگينى بر سپاه شرك وارد سازند. نظر صحابيان بزرگ و همينطور نظر عبدالله أبى نيز همين بود.
اما آن دسته از مردانى كه در بدر حضور نيافته بودند- بويژه جوانان- با شور و هيجان خواستار خروج از مدينه و رويارويى با قريش در بيرون شهر بودند. مردانى كه در بدر