شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٥١
برگرداند. در اين هنگام وى دست به زره رسول خدا (ص) برد كه پيامبر گفت: «رهايم كن»!؛ و از شدت خشم رنگ چهره آن حضرت سياه گشت.
عبدالله بر تقاضاى خود پاى فشرد و گفت: به خدا سوگند تو را وانمىنهم تا اينكه درباره همپيمانهايم نيكى كنى، هفتصد تن زرهدار و بىزره در همه حوادث ناگوار از من دفاع كردهاند و تو مىخواهى يكروزه همه را درو كنى، به خدا سوگند! من مردى هستم كه از پيشآمدهاى بد مىترسم.» آنگاه رسول خدا (ص) گفت: «اينان را به تو بخشيدم به اين شرط كه از مدينه بيرون بروند و در همسايگى ما نباشند.» به دنبال آن بنى قينقاع با بجاى نهادن سلاح و وسايل زرگرى خود، مدينه را سوى «وادى القرا»» ترك گفتند. مدتى در آنجا درنگ كردند و سپس اموال خود را برداشته راه نواحى شمالى را در پيش گرفتند تا اينكه به «أَذْريعات» «٢» در حدود شام رسيده و در آنجا اقامت گزيدند و اندكى بعد بيشترشان نابودشدند. به اين ترتيب، مسلمانان از شر اين ستون پنجم كه در ميان آنها زندگى مىكرد و اخبار و اسرار آنها را كشف و به دشمنان مشرك آنان گزارش مىداد، رهايى يافتند.
محاصره اقتصادى قريش (ر. ك. پيوست- د)
غزوه بنى سُلَيم:
الف- نيروهاى طرفين:
- مسلمانان: يك گشتى رزمى به استعداد دويست سوار و پياده به فرماندهى پيامبر (ص).
- مشركان: بنو سُليم و غطفان ب- هدف در هم شكستن مقاومت قبايل سُليم و غطفان در پايگاه اصلى آنان يعنى «قَرْقَرةُ الكُدْر» «٣»، واقع در راه تجارى حياتى مكه- شام.