شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٥٠
فرياد مظلوميت سرداد. به دنبال آن يكى از مسلمانان به آن يهودى حمله كرد و او را كشت. يهوديان نيز در مقابل، آن مسلمان را كشتند و سپس به دژهاى خود پناه بردند و در آنجا سنگر گرفتند.
نيروهاى طرفين:
الف- مسلمانان: همه مسلمانان ساكن مدينه منوره كه توانايى حمل سلاح داشتند، به فرماندهى رسول خدا (ص).
ب- يهوديان: همه بنى قَيْنُقاع ساكن مدينه منوره.
هدف:
قصد مسلمانان اين بود كه بنى قينقاع را در مدينه سركوب كنند و حاكميت مطلق را از آن خويش بسازند و شهر را به عنوان يك پايگاه امن براى تمركز بخشيدن به عمليات نظامى آينده خود مورد استفاده قرار دهند.
حوادث:
رسول خدا (ص) از بنى قينقاع خواست كه دست از آزار مسلمانان بردارند و به پيمان خود احترام بگذارند تا به سرنوشت قريش دچار نشوند. ولى آنها تهديدهاى آن حضرت را بىاهميت تلقى كردند و گفتند: «اى محمد! مغرور مشو، تو با گروهى ناآزموده جنگيدى و بر آنان پيروز گشتى، به خدا سوگند، اگر با تو بجنگيم خواهى دانست كه مرد ميدان ماييم، نه ديگران!» پس از اين مبارزهطلبى آشكار، براى مسلمانان راهى جز جنگ با بنى قينقاع باقى نماند. پس، مدت پانزده روز آنان را در دژهايشان محاصره كردند، تا اينكه تسليم شدند و به تصميم رسول خدا (ص) درباره جان و مال و زنان و فرزندان خود رضايت دادند. در اين هنگام عبدالله أُبَىّ «١» نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: «اى محمد! نسبت به همپيمانهاى من نيكى كن» (يهوديان با خزرج همپيمان بودند). رسول خدا به سخن او اعتنا نكرد. عبدالله براى بار دوّم گفتهاش را تكرار كرد و رسول خدا (ص) از او روى