شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٢١
لازم از گشتيهاى شناسايى استفاده مىكرد. اين اسلوبها امروزه نيز در شمار درستترين سازماندهيها براى حركت در صحراست.
در جنگ بدر مسلمانان با شيوه صف مىجنگيدند در حالى كه جنگ مشركان به شيوه جنگ و گريز بود. در اينجا لازم است، براى شناخت مهمترين عامل پيروزى مسلمانان، تفاوت اين دو شيوه را بيان كنيم.
شيوه جنگ و گريز چنين است كه پيكار گران اعم از تيراندازان، شمشيرزنان و نيزهداران، پيادگان و سوارهها، يكباره و با تمام قدرت به دشمن حمله مىكنند. اگر دشمن در مقابل تهاجم آنها از خودش پايدارى نشان دهد يا خود احساس ضعف كنند، عقب مىنشينند و پس از تجديد سازمان، دوباره حمله مىكنند و آنقدر كار حمله و عقبنشينى را ادامه مىدهند تا به پيروزى برسند يا شكست بخورند.
اما جنگ به شيوه صف چنين است كه پيكارگران با توجه به تعدادشان در دو يا سه صف و يا بيشتر سازماندهى مىشوند. به منظور جلوگيرى از تهاجم سواران دشمن، صف اول از نيزهداران تشكيل مىگردد و به منظور جلوگيرى از تهاجم ديگر نيروهاى دشمن، تيراندازان در صفهاى بعدى قرار مىگيرند.
همه صفها گوش به فرمان فرمانده خود در جايگاههاى خود ثابت مىمانند تا اينكه از شدت جنگ و گريز دشمن كاسته شود ... پس از آن، صفها يكى پس از ديگرى پيشروى سوى دشمن را آغاز مىكنند.
از گفتار فوق روشن مىشود كه شيوه صف نسبت به شيوه جنگ و گريز پيشرفتهتر بود. به اين ترتيب كه نيروها را در عمق سازمان مىداد و فرمانده هميشه يك نيروى احتياطى در اختيار داشت كه در موارد پيشبينى نشده، مثل جلوگيرى از تهاجم دشمن، اجراى كمين و پشتيبانى از جناحهايى كه از سوى سواران و پيادگان دشمن تهديد مىشد وارد عمل مىكرد؛ و در هنگام مقتضى براى دستيابى به پيروزى از صفهاى احتياطى بجاى مانده بهره مىجست.
شيوه صف به فرمانده اجازه مىداد كه نيروها را بطور كامل كنترل كند و نيروى احتياطى نيز در اختيار داشته باشد. اين شيوه براى تهاجم و دفاع بطور همزمان كاربرد داشت. در حالى كه در شيوه جنگ و گريز فرمانده بر نيروهاى زير فرمان خود تسلط كامل نداشت و براى حوادث پيشبينى نشده نيروى احتياطى در اختيار او نبود.