شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١١٤
مسلمانان قرار گيرد.
كاروان حدود هزار شتر بود و اموال فراوانى داشت. زيرا زنان و مردان قريش هر كدام به اندازه توان اقتصادى خود در آن سهيم بودند، بطورى كه ارزش بار كاروان پنجاه هزار دينار برآورد مىشد.
همينكه اب شيوه فرماندهى پيامبر(ص) ١٢٣ ايمان استوار:
ص : ١٢٢ وسفيان از بيرون آمدن رسول خدا (ص) و يارانش به منظور تعرض به كاروان اطمينان حاصل كرد، او كه بيش از سى يا چهل نفر همراه نداشت، شخصى به نام ضَمضَم بن عَمرو غِفارى را اجير كرد و بسرعت به مكه فرستاد تا به مردم خبر دهد كه محمد و ياران او قصد تعرض به كاروان را دارند و آنان بايد به يارى اموال خود بشتابند.
ضمضم چون به مكه رسيد، گوش و دماغ شترش را بريد و جهازش را واژگون كرد.
سپس در حالى كه پيراهنش را از پس و پيش پاره كرده بود روى شتر ايستاد و فرياد زد:
«اى گروه قريش! محمد و ياران او به اموالى كه همراه ابوسفيان داريد حمله كردهاند، معلوم نيست كه آنها را دريابيد، اموال و كالاهايتان از دست رفت!» قريش در اين هنگام نياز به كسى كه آنان را به حركت درآورد نداشتند، زيرا همگى در كاروان سهيم بودند.
هنگامى كه قريش مجهز شده و آماده حركت گشتند، به ياد آوردند كه ميان آنها و قبيله بنى كنانه جنگ و دشمنى است و ممكن است از پشت سر مورد حمله قرار گيرند.
نزديك بود كه اين عامل آنان را از رفتن باز دارد. اما مالك بن جَشْعَم مُدْلَجى، يكى از اشراف بنى كنانه آمد و گفت: «من به شما اطمينان مىدهم كه بنىكنانه پس از رفتن شما كارى كه موجب ناخرسندى شما باشد انجام نخواهند داد.» در اين هنگام قريش تسليم طرفداران جنگ شد و تصميم به خروج گرفت. در رأس جنگطلبان ابوجهل- سرسختترين دشمن اسلام- و عامر بن حضرمى- كه درصدد انتقام خون برادرش يعنى عَمرو بن حضرمى بود- قرار داشتند (عمرو در نخله به دست مسلمانان كشته شده بود).
از اشراف قريش جز ابولهب- كه فرد ديگرى را به جاى خود فرستاد- كسى در مكه نماند و هر كس توان حمل سلاح را داشت با خود بسيج كردند.
ابو سفيان به منظور كسب اطلاعات مربوط به نيروهاى اسلامى و محل استقرارشان