شيوه فرماندهى پيامبر(ص) - خطاب الموصلي، محمود بن شيت - الصفحة ١٠٩
آوازه قدرتشان به گوش قريش برسد و آنان را در تبليغ دينشان آزاد بگذارند.
مشركان:
الف- حمايت از كاروان تجارىاى كه از شام مىآمد.
ب- پس از فرار كاروان، قريش درباره جنگ با مسلمانان يا بازگشت به مكه با هم به مشورت پرداختند. گروهى از آنان معتقد بودند كه بايد انتقام خون عَمرو بن حَضرمى را گرفت، به قدرت مسلمانان پايان داد، قدرت و شوكت قريش را به اعراب ثابت كرد و جلوِ تهديد امنيت راه مكه- شام را گرفت. از اين رو بر جنگ پاى فشردند و سرانجام ديدگاهشان را به ديگران قبولاندند.
پيش از نبرد:
مسلمانان:
الف- ابوسفيان در اوايل پاييز سال دوم هجرى در رأس يك كاروان بزرگ سوى شام بيرون آمد. مسلمانان هنگام رفتن كاروان به شام، در غزوه عُشَيره قصد تَعَرُّض به آن را داشتند كه از چنگشان گريخت.
مسلمانان مُتَرصّد بازگشت كاروان از شام بودند و رسول خدا (ص) طلحة بن عبيدالله و سعيد بن زيد را فرستاد تا مراقب رسيدنش باشند. آن دو به جايى به نام حَوْراء «١» بر سر راه تجارى مكه- شام رسيدند و در آنجا درنگ كردند. همينكه كاروان از كنار آنها گذشت، با سرعت به مدينه رفتند تا خبرش را به رسول خدا (ص) گزارش دهند.
رسول خدا (ص) مسلمانان را براى حركت فراخواند و به آنها فرمود: «هان اى مردم! اين كاروان قريش است به سويش بيرون رويد، باشد كه خداوند آن را غنيمت شما گرداند.» برخى از مردم بسرعت حركت كردند و عده ديگرى كه فكر مىكردند كه درگيرى جدّىاى روى نخواهد داد، از رفتن خوددارى ورزيدند؛ و گمان مىكردند كه مثل سريهها و غزوههاى پيشين كار به يك درگيرى كوچك محدود خواهد بود. گروه ديگرى كه هنوز