پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٦٩
خوشا به سعادت كسانى كه صاحب لواء و پرچمدارند و فرداى قيامت پرچم به دست آنهاست و در آن جمعيت آن را حمل ميكنند و پيشاپيش مردم به بهشت مىروند. آنان كسانى هستند كه در رفتن به مسجد در سحرها و غير سحرها از ديگران سبقت مىجويند.
اين توفيق بسيار بزرگى است كه انسان به مسجد برود و در خانه خدا نمازش را بخواند و بدين وسيله ثواب بزرگى را نصيب خود كند و در احاديث آمده است كه اگر كسى عذر داشت و نتوانست مسجد برود، اگر از او بپرسند كه اگر مىتوانستى بروى به كدام مسجد مىرفتى؟ و او مىگفت: فلان مسجد، خداوند همان ثواب را به او مىدهد. چقدر فضيلت دارد كه كه انسان نمازش را در مسجد آن هم با جماعت بخواند. رفتن به مسجد در سحرها و غير آن براى انسان چه توفيقاتى را مىآورد.
در نجف رسم بود، آقايانى كه براى تحصيل به آنجا مىرفتند، در ايام زيارتى، توفيق داشتند كه از نجف به كربلا بروند. حتى طلّابى كه از نظر مالى ضعيف بودند، سعى مىكردند كه در اين ايام به كربلا بروند و من يادم هست كه مرحوم امام خمينى رَحمَهُالله نيز از نجف به كربلا مىرفتند. از جمله اين بزرگواران، مرحوم شيخ مرتضى انصارى رَحمَهُالله بودند كه مرحوم سيد مير محمد بهبهانى با دو واسطه از شاگردان شيخ انصارى نقل مىكند كه يكى از شاگردان ايشان گفت: شبى به كربلا آمدم و احتياج به حمام پيدا كردم. هوا بارندگى بود و كوچهها پر از آب و گل و تاريكى هم همهجا را فرا گرفته بود. فانوسى تهيه كردم و به سوى حمام رفتم. در راه شبحى را ديدم و حدس زدم كه شيخ مرتضى انصارى است تندتر رفتم ديدم، آرى شيخ