پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٨٥
پروردگار عالم مىفرمايد: آنرا مىخواهم كه امام زمان مىخواهد. پس بنگريد كه نماينده من چه انتظارى از شما دارد. آيا كتاب نفس خودتان را مطالعه كردهايد؟ آيا روحانى بودن
فقط به لباس است؟ آيا اگر حضرت بقيةالله الاعظم روحى فداه تشريف بياورند و سؤال كنند، جوابى داريد كه آقا را راضى كند؟ اگر رفتارتان را آقا قبول دارند و امضا مىكنند، خوش به سعادت شما در غير اينصورت اى عزيزان! خود را اصلاح كنيد و بكوشيد اخلاقتان اسلامى باشد و از لحاظ علمى هم توانائىهاى خود را در علوم اسلامى بالا ببريد. خدا رحمت كند مرحوم آية الله اراكى رَحمَهُالله را كه مىفرمودند: مرحوم آية الله بروجردى رَحمَهُالله چقدر در كارش توانايى داشت. يك روز به منزل ايشان رفتم و گفتم كه مرحوم شهيد آيت الله صدوقى از مسافرت برگشتهاند، بيائيد به ديدن ايشان برويم.
آية الله بروجردى عادت داشتند كه هرگاه به ديدار آقايان مىرفت، يك برگ از استفتاءات با خود مىبرد. آنروز به همراه ايشان و مرحوم آية الله خوانسارى رَحمَهُالله به منزل شهيد صدوقى رَحمَهُالله رفتيم زير كرسى نشستيم و آنگاه آقاى بروجردى استفتاء را جلو گذاشت و مسألهاى را طرح كردند و بعد به آقاى صدوقى گفتند: اگر در خانه كتاب جواهر را داريد بياوريد و اين فرع را پيدا كنيد. همگى ورق زديم، خسته شديم و پيدا نكرديم. آقاى بروجردى فرمودند: جواهر را به من بدهيد و سريعاً فرع را پيدا كردند و فرمودند: شما با جواهر كمتر سر و كار داريد.
مرحوم آقاى اراكى رَحمَهُالله مىفرمودند: من دو نفر را حاضر الذهن ديدم،