پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١١٧
قالَ الْانابَةُ الى دارِ الْخُلُودِ وَ التَّجافى عَنْ دارِ الْغُرُورِ وَالْاسْتعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ. فرمودند يكى اينكه توجه انسان به طرف دارالخلود باشد يعنى در شب و روز هميشه ياد آخرت است كه خدايا به چه صورتى خواهم رفت خانه من چگونه خواهد بود دوم آنكه نسبت به دنياى فانى حالت تجافى دارد كنايه از اينكه بايد آماده باشد كه از اين دنيا برود و در اينجا ماندنى نيست و دائم به فكر رفتن است و ديگر اينكه خود را آماده كرده و چنانچه سفارش و وصيتى دارد انجام بدهد كه بعداً پشيمان نشود كه چرا فلان موضوع را وصيت نكردم.
يااباذَرْ! اتَّقِ اللهِ وَ لا تَرَىُ النّاسَ انَّكَ تَخْشِىَ اللهِ فَيُكْرِمُوكَ وَ قَلْبُكَ فاجِرٌ. اى اباذر! از خدا بترس و به مردم توجه مكن كه آنها مىپندارند تو از خدا ترسانى و به تو نيكى و اكرام مىكنند و حال آنكه قلب تو از گناه سياه است.
بعضى از انسانها ظاهرشان غير از باطنشان است. چه بسا مردم به ظاهر آنها نگاه مىكنند و احترامشان ميكنند و آنها را بندهاى خوب مىدانند و حال آنكه آنها فاسق و منافق هستند به خدا اعتقاد ندارند و حرمت خد را نگه نمىدارند، امّا براى حفظ خود و اينكه دنيايشان به هم نخورد و آبرويشان ريخته نشود، خودش را به شكل انسانهاى با تقوا و مؤمن جلوه مىدهد. و اين كار بسيار خطرناك است. در زمان امام رضا (ع) مردم به سراغ يكى از مقدس نمايان مدينه رفتند و او را براى امامت جماعت خود انتخاب كرده و به طوس آوردند. او كه بسيار ظاهرنما و مقدس مآب بود،