پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٧٩
امام زينالعابدين (ع) به خانه يكى از دوستان تشريف بردند و ديدند كه او مشغول بنّايى است. ايستادند و نگاه كردند و فرمودند: «اللهُ يساعِدُكُمْ» يعنى خدا قوّت. آن شخص به امام (ع) اصرار كردند كه امام به داخل منزل تشريف ببرند. آقا (ع) داخل شدند و فرمودند: چكار مىكنيد؟ عرض كرد: اطاق بسيار تاريك بود و گرماى اطاق بيرون نمىرفت و مشكلاتى ديگر داشت. حال مىخواهم پنجره بگذارم تا هواى اطاق تصفيه شود. حضرت فرمودند: شيعيان ما چقدر سادهاند! عرض كرد: چرا؟ امام فرمود: چرا اينطور جواب دادى؟ به جاى آن بگو كه دارم پنجره مىگذارم كه سفيدى صبح را ببينم تا بتوانم نماز اول وقت بخوانم و آن اهدافى هم كه دارى در آن حاصل مىشود. چرا تعبيرى نمىآورى كه براى خدا باشد و اجر هم ببرى.
اى عزيزان روحانى! نيت خودتان را براى خدا كنيد و به اين مهم اهميت دهيد كه ائمّه ما خيلى اهميت مىدادند.
٧١- محاسبه نفس
يا اباذَرْ! لايكُونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقينَ حَتّى يحاسَبَ نَفْسَهُ اشَدَّ مُحاسَبَ الشَّريكِ شَريكَهُ فَيَعْلَمَ منْ أ ينَ مَطْعَمُهُ وَ مِنْ ايْنَ مَشْرَبُهُ وَ مِنْ أَيْنَ مَلْبَسُهُ أَمِنْ حِلٍّ ذلِكَ امْ حَرامٍ.
اگر بناست كه انسان در گروه متقين باشد، بايد به