پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٠١
نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ﴾ [١] و در آيه ديگر فرمود: ﴿وَ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ﴾ [٢] هيچ انفاقى نمىكنيد مگر آنكه خدا جانشين آنرا به شما مىدهد و آنرا مىداند اگر انسان اضطراب پيدا مىكند، به خاطر اين است كه اعتماد و توكلى كه بايد نسبت به خدا داشته باشد ندارد.
جابر مىگويد: به حضرت امام باقر (ع) عرض كردم: وضع زندگى من سخت شده است و در عسرت هستم لطفاً كمكى كنيد. حضرت فرمود: چيزى در بساط نيست بعد از آن ديدم شاعرى آمد و شعر خواند و حضرت به او كمك كردند از اين جريان متأثر شدم و عرض كردم: يابن رسول الله ٦! شما فرموديد: چيزى در بساط نيست و لكن اين همه پول موجود بود. فرمودند: بدان اگر به تو گفتم چيزى در بساط نيست نبايد از اعتقادات تو چيزى كم شود و نبايد محبّتت نسبت به ما به خاطر مال باشد و اگر چنين باشد، بايد خود را اصلاح كنى. آن شاعر نيز پولها را نگرفت و عرض كرد يابن رسول الله من شعر را براى پول نگفتم بلكه از روى علاقهاى كه به شما خاندان پيغمبر ٦ داشتم، گفتم و نكته ديگر اينكه آيا حضرت پولى داشته و به جابر نداده؟ يا اينكه معجزه نموده است؟ والله العالم.
بعضى از مريدها نسبت به بزرگان ارادتشان و محبتشان پولى است اگر به آنها چيزى داده نشود، كنار مىروند. در گذشته ما بزرگان و مراجع را
[١]- بقره/ ٢٧٠.
[٢]- سبا/ ٣٩.