پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٠٨
كند زيرا لقب سخنران را به ما دادهاند. راه پر پيچ و خطرى را در پيش گرفتهايم و روحانى شدن كار دشوارى است و فقط با پوشيدن لباس روحانى، انسان روحانى نمىشود، بلكه روحانى كسى است كه دارى ملكه قد است و پاكى باشد و در علوم
الهى از هر كوششى دريغ نكند و يار مستمندان و ضعيفان بوده و در راه نجات وظيفه و رسالت خود كوتاهى ننمايد.
مرحوم آية الله العظمى آقاى محقق داماد رَحمَهُالله استاد بزرگوار ما مىفرمود: در سفرى كه به نجف اشرف مشرف شده بودم در مجلسى كه علماء بزرگ حُضور داشتند، شركت كردم. در آن مجلس همه شخصيتها نشسته بودند و مراجع عظام تشريف داشتند لكن در ميان آنان شخصيت عظيمى را ديدم كه حركت و عمل و هيبت او مرا به خود جلب نمود. با آنكه آقاى محقق داماد رَحمَهُالله خود از بزرگان علمى حوزه قم و زبانزد بودند و ما افتخار شاگردى ايشان را داشتيم و خيلى از بزرگانى كه الآن زعامت حوزه را دارند، از شاگردان ايشان هستند، مىفرمودند: من در آن مجلس از اين مرد والا مقام درس بزرگى گرفتم و آن بزرگوار آية الله العظمى آقاى سيد محسن حكيم رَحمَهُالله بود. در آن مجلس ديدم ايشان تمام جلسه را دو زانو نشسته و از اين حالت بيرون نيامدند و آنقدر سكوت وجود اين مرد فقيه را گرفته بود كه همه مجذوب او شده بودند و انتظار داشتند ايشان سخنى بگويند.
هنگاميكه نجف اشرف بودم در درس مرحوم حضرت امام خمينى رَحمَهُالله