پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٧٠
اى عزيزان روحانى شما فراموش نكنيد كه از خداوند بخواهيد عاقبت كارتان را ختم به خير كند و با ايمان از دنيا برويد. هر كس عمرش را به كلمه طيبه «لا الهَ الّا اللهُ» تمام كند، در كشتى نجات است و به ساحل نجات نيز رسيده است. همانطور كه حضرت زهرا عَليهاالسَّلام به على (ع) فرمود: يا على! پدرم فرموده هر كس از طبقه ما زنان مىخواهد به عالم ديگر برود، بايد از شوهرش حلاليت بطلبد. آيا زهرا عَليهاالسَّلام احتمال مىداد كه على (ع) از او ناراحت باشد؟ يكى از بزرگان مىگفت: حضرت زهرا (ع) در مدت عمرشان يكبار دامن على (ع) را گرفت و آن يكبار مولا را ناراحت كرد و به همين سبب بيم داشت كه مبادا فرداى قيامت در پيشگاه خدا مسئول باشد و آن زمانى بود كه عرض كرد: يا على! رهايت نمىكنم مگر جواب گرسنگى بچههايم را بدهى. خداوند جبرئيل را بر پيامبر ٦ نازل كرد كه اى پيغمبر ٦ برو و از حبيبه من بخواه كه دست از دامن على (ع) بردارد و على را بيشتر از اين خجالت ندهد. آرى، حضرت زهرا عَليهاالسَّلام در نزد خداوند از مقام بالايى برخوردار بودند، اما عدهاى به آن حضرت ظلم مىكنند و وقتى مىآيند درب خانه زهرا عَليهاالسَّلام كسى از دوستان اميرالمؤمنين نبود، نه سلمان، نه عمار، نه ابوذر و نه مقداد و يكى از بزرگترين فجايع تاريخ را مرتكب مىشوند. هنوز هيچ كس نتوانسته است كه به طور كامل شرحى از آن واقعه را بگويد.
وقايع را بايد صاحب درد بگويد والّا ديگران چه مىدانند چه به سر آن حضرت آوردند؟ آقاى شيخ جعفر شوشترى رَحمَهُالله مىگويد: من چه مىدانم؟