پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٣٢
گویا اولين كسى بود كه كتاب مصيبت را به فارسى تأليف كرد و روضهخوانها از روى كتاب روضه ايشان مصيبت مىخواندند و نام روضهخوان گرفتند و متوفى سال ٩١٠ هجرى قمرى است. ايشان روزى نزد سلطان هرات رفت. سلطان به او پيشنهاد كرد كه عبدالرحمن جامى داراى خواهرى است. شما با او ازدواج كن. او پذيرفت و ازدواج نمود. محدث قمى مىگويد: اهالى سبزوار نسبت به دين تشيع خيلى تعصب داشتند و آشيخ محمد حسين هم اهل سبزوار بود. وقتى به آنجا برگشت، سبزوارىها خيلى ناراحت شدند و مىگفتند ايشان سنّى شده و از تشيع دست برداشته است و با اين تعصب تصميم گرفتند به حساب وى برسند و او را به زمين بزنند. بنا شد اول او را امتحان كنند كه آيا شيعه است يا سنى؟ در مجلسى كه جميعت زيادى نشسته بودند، و آقا شيخ محمد حسين هم روى منبر مشغول سخنرانى بود، شخصى را مأمور كردند كه هنگام سخنرانى از او درباره مولا اميرالمؤمنين (ع) سؤال كند تا معلوم شود قضيه چگونه است. تصادفاً آقا شيخ محمد حسين بالاى منبر اين مطلب را بيان كرد كه روايت داريم در زمان حيات حضرت رسول ٦، حضرت جبرئيل دوازده هزار مرتبه براى ديدن پيامبر (ع) نازل شد تا شيخ اين جريان را گفت، آنشخص جلو آمد و گفت: آشيخ محمد حسين بفرمائيد حال كه جبرئيل بر پيغمبر ٦ دوازده هزار مرتبه نازل شده، بر اميرالمؤمنين على (ع) چند مرتبه نازل شده است؟ آشيخ محمد حسين فهميد كه سبزوارىها متعصباند، اگر جواب نامناسب بدهد، براى خود دردسر به