پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٦٧
نماز صبح براى ما كتاب «مصباح الفقيه» را تدريس مىفرمودند. بعد از ظهرها نيز بعد از خواندن نماز و نافله، درس مىدادند. به هر حال هر وقت مىرفتيم، مىديديم قبل از ما آمدهاند و مشغول نمازند. روزى به ايشان گفتيم: چرا اين قدر نسبت به نماز تقيد داريد؟ فرمودند: هر چه دارم از بركت نماز است و هر مشكلى برايم پيش آيد، به وسيله نماز حل مىشود. مرحوم حاج ملا محسن مىگويد: ايشان از اوقات خود دائماً استفاده مىكردند. هرگاه كه به خدمتشان مىرسيديم، مىديديم كه مشغول نوشتن هستند. چنانچه سؤالى داشتيم، قلم را زمين مىگذاشتند و گوش مىكردند و پاسخ مىدادند و مجدداً قلم را به دست مىگرفتند و به نوشتن خود ادامه مىدادند. اين است حالات اين بزرگان كه امروزه بعد از گذشت سالها نامشان زنده است و از كتابهاى آنان استفاده مىشود و دعاى مردم بدرقه آنهاست. آرى «شيخ انصارىها»، «صاحب جواهرها» و «حاج آقا رضا همدانىها» نمردهاند و نمىميرند.
١٧- لذت نماز خواندن
يا اباذَرْ! انّكَ ما دُمْتَ فِى الصَّلواةِ فَانَّكَ تَقْرَعُ بابَ الْمَلِكِ الْجَبّارِ.
اى ابوذر! بدان كه هرگاه نماز مىخوانى درِ خانه ملك جبّار، يعنى خدا را مىزنى.
فَمَنْ يكْثُرُ قَرْعَ بابِ الْمَلِكِ يفْتَحْ لَهُ.