پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٢
بود، ناراحت و عصبانى شده و فرموده بودند: چه مجوزى دارى كه درباره يك پغمبر اولوالعزم اينطور مىگويى؟ حق نداريد اينگونه حرف بزنيد اگر امام زمان (ع) تشريف بياورند، يكى از يارانش حضرت عيسى است. متأسفانه مرزهاى احترام شخصيتها شكسته شده هر كسى را بخواهند بالا مىبرند و هر كس را بخواهند، پائين مىآورند. بنابراين انسان نبايد خودش را از ديگران بالاتر بداند.
خوشا به حال كسى كه خاتمه عمر شريفش به عاقبت به خيرى و سعادت و خوشبختى سپرى مىشود. كسى كه خاتمه عمرش با ايمان از دنيا برود خير دنيا و آخرت را خدا به او داده است. «حُسْنُ الْخَواتيمِ» خيلى مهم است و لذا مىخوانيم در زيارت: بِشَرايِعُ دينى وَ خَواتيمُ عَمَلى. [١]
ولايت «خا العمل» است؛ هر عملى به جاى آورى اگر خاتمه نداشته باشد، به درد نمىخورد، ممكن است كسانى و لو گناهكار بودند يا كافر بودند، اما بهشت رفتند. شخصى كافر بود، يك دفعه مسلمان شد و رفت در جنگ خيبر شركت كرد و در ركاب حضرت جنگيد و هرچه از اموال داشت به رسول خدا بخشيد. و سرانجام هم شهيد شد و بعضى مىگويند فدك هم از آنجاست.
وقتى در تهران بودم يك نفر يهودى كه خانواده آنها همگى شرابخوار بودند، آمد نزد من و مسلمان شد و اين لطف خداوند بود. از او سؤال كردم: چرا مسلمان شديد؟ گفت: زيرا وقتى شما به تهران مىآمديد و از جلوی
[١]- مفاتيح الجنان، زيارت وارث.