پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٦١
دارد و نسبت به آنها محبت دارد؛ حتى اشخاصى كه كافرند از الطاف خدا استفاده مىكنند. وقتى نوح (ع) پيغمبر قومش را نفرين كرد، دعايش مستجاب شد و آنها هلاك شدند. خداوند به نوح (ع) فرمود: اى نوح! آيا مىدانى چرا اينقدر نفرين كردى تا بندگان من از بين بروند؟ براى آنكه تو آنها را نيافريدى. يا در داستان حضرت موسى (ع) وقتى فرعون داشت غرق مىشد، هرچه استغاثه كرد و استمداد نمود، حضرت موسى جوابش نداد. ندا رسيد اى موسى! آيا هيچ مىدانى چرا استغاثه و ناله فرعون را جواب ندادى؟ به خاطر آنكه تو او را نيافريدى.
در بعضى از نقلها ديدم كه خداوند فرمود: اگر به من رو مىآورد و استغاثه مىكرد من نجاتش مىدادم. شما حساب كنيد آنهايى كه خدا را قبول نكردند، پروردگار عالم نسبت به آنها لطف مىكند تا چه برسد به فرد مسلمان آنهم مسلمان آنهم مسلمانى كه يك عمر بندگى خدا كرده و به دوران پيرى رسيده است. بنابراين بايد انسانها نسبت به يكديگر محبت داشته باشند و مهربانى و شفقت در جامعه حاكم باشد در زندگى حضرت موسى مىخوانيم كه بزغالهاى از گله گوسفندان او فرار كرده بود. حضرت دنبال آن دويد تا خسته شد. بزغاله را بغل كرد و صورتش را بوسيد و گفت: اى حيوان زبان بسته! چرا اينقدر دويدى هم خودت را خسته كردى و هم مرا. در روايت است كه حضرت موسى وقتى اين لطف و عاطفه را نشان داد، خداوند فرمود: تو لياقت منصب نبوت را دارى و او را به پيغمبرى برگزيد. هر چه مردم نسبت به يكديگر مهربان