پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٩٩
از شما سه سؤال مىپرسم اگر همه را جواب دادى، همه ديه را مىدهم. اگر دوتا را جواب دادى ٣/ ٢ ديه را و اگر يكى را جواب دادى ٣/ ١ ديه را خواهم داد. او جواب داد: يابن رسول الله آيا اينكار درست است؟ شما امام هستيد و من رعيت، شايد جواب سؤالات را بلد نباشم. حضرت فرمود: سَمِعْتُ جَدّى رَسُولَ اللهِ يقُولُ الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ. از تو به قدر معلومات و فهم و استعدادت مىپرسم. او عرض كرد: حاضرم، اگر بلد بودم جواب مىدهم و در غير اين صورت از محضر شما استفاده مىكنم. البته قصد امام از اين كار اين بود كه شيعيانش مردمانى با فهم و كمال باشند. به هر حال پرسيدند: اىُّ الْاعْمالِ افْضَلْ بهترين عمل كدام است؟ عرض كرد: الايمانُ بِاللهِ، ايمان به خدا. حضرت فرمود: صَدَقْتَ احسنت راست گفتى، ايمان به خدا بهترين عملهاست، فَما الَّنجاةُ مِن المُهْلِكَةِ حال بگو كه چه چيزى آدم را از هلاكت نجات مىدهد؟ عرض كرد: الثِّقَةُ بِاللهِ وثوق و اعتماد به خدا. حضرت فرمود: بارَكَ اللهِ. فَما يزينُ المَرءِ «حال بگو كه زينت مرد به چيست؟» او عرض كرد: عِلْمٌ مَعَهُ حِلْمٌ، علمى كه همراه آن حلم باشد. امام فرمودند: اگر علم نداشته باشد و يا نتواند دنبال علم برود چه؟ او عرض كرد: مالٌ مَعَهُ مُرُوَّةُ مالى داشته باشد كه همراه آن مروت و مردانگى داشته باشد.