پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٩٥
امّا پرده غفلت روى دل ما را گرفته و انسان را مشغول كار دنيوى كرده و دلگرم نموده و نمىگذارد كه انسان توجه داشته باشد و عبرت بگيرد.
«عَجَبٌ لِمَنْ أَبْصَرَ الدُّنْيا وَ تَقَلُّبَها بِاهْلِها حالًا بَعْدَ حالٍ ثُمّ هُوَ يطْمَئِنُّ الَيْها». تعجب مىكنم كه بشر دنيا را مىبيند اما چطور اطمينان پيدا مىكند؟ چقدر دنيا افراد را بالا و پائين برده، عزت و ذلت داده كه بايد همه اينها براى انسان عبرت باشد.
دنيا از اول تاريخ خود در حال تقلب و دگرگونى بوده است. پس انسان بايد از احوالات ديگران درس بگيرد. وقتى مىبيند افرادى سقوط كردند و استخوانشان خرد شده، بايد مواظب باشد. انسان در دنيا دنبال خوشىها و ميوههاى شيرين است و فكر آخرت خود را نمىكند حضرت على (ع) مىفرمايد: «قَدْ عُجِّلَتْ لِلْطّالِبِ وَالْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النّاظِرِ» [١] اين سرخى و سفيدىها و خوشمزهگىها و شيرينىها باعث مىشود انسان به زير پايش نگاه نكند تا اينكه در درّه بدبختىها سقوط كند. براستى چرا انسان به خودش نمىآيد؟ چرا انسان با اينكه مىداند وضع دنيا هميشه در حال تغيير است، حواس خود را جمع نمىكند؟ حضرت بعد فرمود:
«عَجَبٌ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْحِسابِ غَداً ثُمَّ لَمْ يعْمَلَ» تعجب مىكنم از كسى كه مىداند فردا حساب و كتاب در كار است و بايد حساب پس بدهد، چرا دنبال عمل نمىرود؟
[١]- ملحقات مفاتيح الجنان/ ٥٧٥.