پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣٩
امّى قالَ فَاقصر مِنَ الْامَلِ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ نَصْبَ عَيْنَيْكَ.
اى اباذر! آيا دوست دارى به بهشت بروى؟ عرض كردم: آرى يا رسول الله پدر و مادرم به فدايت باد. فرمود: آرزوهايت را كم و كوتاه كن و مرگ را جلو چشمت قرار بده.
اگر انسان مرگ را جلوى چشم خود مجسّم كند، خيلى از گناهان كم مىشود. كسى كه گناه مىكند، آن هنگام توجّهى به مرگ ندارد و غافل محض است، در غير اين صورت اگر به ياد مرگ باشد، از حالت سرمستى گناه بيرون مىآيد. اگر حضرت عزرائيل بفرمايد: آيا حاضرى برويم؟ اگر گفتنى: آمادهام، خوش به سعادتت
و الّا اگر بگويى: حال آروزها دارم، بدبخت و زيانكار هستى. نگاهى به اطراف خود كن ببين خيلى از رفقا و آشنايان تو رفتند و همه بايد بروند امّا مهمّ اين است كه با دست پر از اين دنيا برويم و چه سخت است براى كسانى كه با دست خالى از اينجا رفتند و مىروند. اى عزيزان براى خودتان توشه جمع آورى كنيد، با اين هجمههاى امروزه و گرفتاريها به فكر آخرت خود باشيد. به ياد خدا باشيد تا اينكه در آخرت راحت باشيد.
٥٣- حياى واقعى
وَاسْتَحى مِنَ اللهِ حَقَّ الْحَياءِ قالَ قُلْتُ يا رَسُولَ اللهِ