پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٦
١١- انتظار
يا اباذَرْ! هَلْ ينْتَظرُ احَدُكُمْ الّا غِنىً مُطْغياً اوْ فَقْراً مُنْسِيّاً اوْ مَرَضاً مُفْسِداً أوْ هِرَماً مُقْعِداً اوْ مَوْتاً مُجْهِزاً اوْ الدَّجّالَ، فَانَّهُ شَرُّ غايِبٍ ينْظَرُ اوِ السّاعَة فَالسّاعَة ادْهى وَ امَرُّ.
اى ابوذر! آيا هيچ يك از شما جز اين انتظارمىبرد ثروت و مالى كه به طغيان انجامد به دست آورد، يا فقر و
پريشانى كه موجب فراموشى خدا گردد، و يا بيمارى كه جان او را تباه سازد، يا پيرى كه او را از كار و فعّاليت باز دارد، و يا مرگ كه شتابان در رسد، و يا دجّال (فتنه انگيز) كه بدترين غايبى است كه انتظارش مىرود، يا رسيدن هنگام رستاخيز و آن وقت ترسناكتر و تلختر است.
آيا جز اين است كه انسان چشم انتظار سرمايهاى است كه او را به طغيان مىكشد. خدا مىفرمايد: ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىأَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى﴾ [١] «اگر انسان خود را بىنياز ببيند طغيان مىكند»، و يا اينكه منتظر فقرى است كه او را به فراموشى مىكشاند، يا مرضى بگيرد كه او را فاسد كند و رفته رفته از بين ببرد. در بعض از نسخ أَو مَرَضاً مَضْنِياً، دارد كه همين معنا را
[١]- علق/ ٦ و ٧.