پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣٨
روزى از حضرت پرسيدند خداوند سرّ واخفى را مىداند، اخفى چيست؟ و ايشان فرمود: بعضى چيزها تجسم عملى ندارد و فقط فكر و خيال است خداوند آنها را نيز مىداند.
٥١- شرم و حيا
يا اباذَرْ! اسْتَحى مِنَ اللهِ فَانّى وَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لا ازالُ حَيْنَ أَذْهَبُ الَى الْغائِطِ مُتَقَنِّعاً بِثَوْبى اسْتَحى مِنَ الْمِلِكَيْنِ الَّذَينِ مَعى.
اى اباذر! از خدا شرم كن و حيا داشته باش قسم به خدائيكه جانم در دست اوست، هر وقت براى رفع حاجت مىروم،
لباس را به سر و صورت خود مىاندازم به خاطر شرمى كه از ملكين همراه خود دارم.
بعضى مىگويند: پوشاندن سر و صورت به خاطر اين است كه ذرات متصاعد به منافذ بدن نفوذ نكند، امّا جنبه معنوى قضيه براى پيغمبر ٦ مهمتر است كه از دو ملكى كه همراه اوست، حيا دارند تا چه رسد به ذات باريتعالى. اين يك درس مهمّ است كه انسان خوب است حيا داشته باشد.
٥٢- آرزوى بهشت
يا اباذَرْ! أَتُحِبُّ انْ تَدْخُلَ الْجَنَّةَ قُلْتُ نَعَمْ فَداكَ ابى وَ