پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٥
از لغزش زمين بخورد دستش به هيچ كجا بند نمىشود. حضرت فرمود: اى اباذر اگر اينطور شوى، كسى كه جانشين تو شده و روى مالت نشسته ترا ستايش نمىكند. يعنى نمىگويد: خدا پدرم را بيامرزد كه براى من اين همه مال گذاشته، و آنچه را كه دست پيشينيان بوده و به دست تو رسيده و سرگرم آن شدى براى تو عذر نيست. انسان نمىتواند بگويد: حالا مالى است كه به من رسيده، پس معذوريم بلكه هم
مسئوليت گذشتگان را دارم و هم مسئوليت آينده را بايد جواب هر دو را بدهد كه از كجا آورده و در چه راهى خرج كرده است؟
١٠- ارزش عمر
يا اباذَرْ! كُنْ عَلي عُمْرِكَ اشحَّ مِنْكَ اشحَّ مِنْكَ عَلى دِرْهَمِكَ وَ دينارِكَ
اى ابوذر! بر عمر خود بخيلتر از درهم و دينارت باش.
آدم كه نسبت به درهم و دينارش بخل دارد و دلش نمىخواهد پولهايش را خرج كند، بايد نسبت به عمرش بيشتر بخيل باشد و نگذارد عمرش به هدر برود. بنابراين حضرت مىفرمايد: عمرت برايت بيشتر از درهم و دينار اهميت داشته باشد. اگر انسان قسمتهاى عمرش را به ذكر صلوات يا ديگر عباردات يا نشستن پاى درس پركند بركت است، اگر كارهايى را كه انجام مىدهد و درسى كه مىرود براى رضاى خدا باشد حتى نفسهايى كه در اين راه مىكشد بركت است.