پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٨٧
است.
بعضى از افراد خوبيهايى مىكنند و كارهاى نيكى انجام مىدهند، مثلًا مسجدى يا درمانگاهى يا دارالايتامى تأسيس ميكنند و يا نماز مىخوانند روزه مىگيرند و اين اعمال خود را سبب دلگرمى خود قرار ميدهند و مىگويند: الحمدالله بنده خوبى هستيم. ولى گاه گاهى گناهان كوچك انجام مىدهند و غرور آنها را مىگيرد و پيش خود احساس مىكنند كه خدا آنها را عقاب نخواهد كرد و حال آنكه پروردگار از چنين افرادى ناراحت است.
گاهى اوقات كسى گرفتار گناه صغيره مىشود و بر آن هم اصرارى ندارد و از گناهان كبيره نيز اجتناب دارد؛ اينجا ممكن است خداوند از تفضلّش با چنين بندهاى خوش رفتارى كند و اين فرق دارد با اينكه انسان گناهان را انجام دهد به عنوان اينكه آزاد است. لذا حضرت فرمود: اگر بناست كسى كارى را انجام دهد و گناهى بكند به عنوان اينكه آزاد است. و به عنوان اينكه خدا بزرگ و كريم است، وقتى به پيشگاه خدا آيد بر او غضب مىكند. بنابراين در پيشگاه خدا بايد خود را شرمنده بدانيم و از نفس خود راضى نباشيم. اگر در نماز و سجدهها و اگر در دعاها دل انسان نمىشكند، علتش اين است راضى به نفس است كه من براى چه گريه كنم؟ امّا آنهائى كه دائماً در حال اضطرابند از لحاظ گناه نيز زود بخشيده مىشوند. مرحوم امام خمينى رَحمَهُالله به آقاى مجتهدى كه از علماء تهران است، فرمودند: دعا كنيد كه خدا حال و هواى عوام بودن را از ما نگيرد. يك نفر آدم معمولى به قم مىآيد، به هر كس مىرسد، سلام مىكند و مؤدب است و روحيه عالى دارد. امّا بعضى از آقايان از كنار عالم و فقيه و