پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٧٨
يكُونَ قَدْ اوتِىَ عِلْمٌ ما لا ينْفَعُهُ.
هركس تحصيل علم كند و علم او به حدى نرسيده كه او را به گريه در آورد و اثرى در او نگذاشته، سزاوار است كه در حقش چنين گفته شود كه علمى نصيب او شده كه هيچ نفعى برايش ندارد.
كسى كه سالها درس خوانده امّا از علمش اثرى نديده، آن علم نافع نيست. در دعا مىخوانيم كه «اللّهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لا يخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لا ينْفَعْ» [١] چرا پناه مىبريم به خدا از علمى كه سود ندارد؟ با آنكه علم بذاته نور است. چه بسا كسانى هستند كه عالم شدند، لكن از عالم بودن خيرى نديدند. دليلش آن است كه از علم بهرهاى نبردند اى چه بسا سر رشته گروههاى ضدّ دين به دست يك روحانى نما بوده كه از علم الهى بهرهاى نداشته است.
ما بايد هميشه در حال وحشت و اضطراب باشيم و بكوشيم كه علم ما سبب شود ما را دگرگون كند و معنويت ما را افزون كند و تضرّع و گريه و راز و نياز ما را در برابر خدا بيشتر نمايد. چه علمى است كه روحيات انسان را عوض نكند؟ ما بايد به اخلاقيات، الهيات و معنوّيات درس برسيم.
مرحوم آية الله بروجردى رَحمَهُالله فرمودند: در اصفهان استادى داشتم به نام آية الله ابوالمعالى و ايشان مىفرمود: در اتاقى كه قلمى باشد و با آن فقه آل محمد ٦ نوشته شده باشد نمىخوابم و در آن پايم را دراز نمىكنم
[١]- مفاتيح الجنان، تعقيب نماز عصر به نقل از كتاب مصباح المتهجّد.