پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٧٢
عَلى هَكَذا فَيُقالُ لَهُ انَّهُ كانَ افْضَلُ مِنْكَ عَمَلًا ثُمَّ يجْعَلُ فى قَلْبِهِ الرِّضا حَتّى يرْضى.
پيغمبر اكرم ٦ فرمودند: اى اباذر! خداوند در بهشت درجاتى قرار داده كه هر درجهاى بالاتر از درجه ديگر است و فاصله هر درجه به اندازه بين زمين و آسمان است. بندهاى چشمش را باز مىكند و بالا مىرود و از او نورى تابش مىكند و باندازهاى قوى است كه نزديك است چشم ديگران را از بين ببرد. مىپرسند: اين نور چيست؟
مىفرمايد: اين نور برادر توست. مىگويند: برادر ما فلانى بود و با هم به درس مىرفتيم و در مسجد با هم نماز مىخوانديم و دوست بوديم. چرا او نور دارد و من ندارم؟
مىفرمايد: او داراى اعمالى بود كه شما نداريد.
انسانها از يكديگر خبر ندارند. من چه مىدانم عمل شما با خدا به چه صورت است؟ فرداى قيامت معلوم مىشود كه مقام هر كس چقدر است. آنگاه كه پرده ظلمت دنيا جمع شود و نور آخرت بيايد، همه چيز نمايان مىشود، همه افراد شناسايى مىشوند.
همه پنهانها رو مىشود و مجرمين شناخته مىشوند ﴿يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ﴾ [١] بنابراين ممكن است كسانى كه داراى درجات بالاترى هستند، بخاطر شبهايى باشد كه با خدا نوعى تهجّد داشتهاند، به خاطر زيارت عاشورا است كه به آن مقيد بودهاند، به خاطر قرائت قرآن و
[١]- الرحمن/ ٤١.