پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٦١
وَ فَوْقَهُمْ قَوْمٌ فِى الدَّرَجاتِ الْعُلى اذا نَظَرُوا الَيْهِمْ عَرَفُوهُمْ، باز مىبينند دستهاى ديگر در درجات بالاتر قرار دارند وقتى نگاه مىكنند آنها را مىشناسند.
فَيَقُولُونَ رَبَّنا اخْوانَنا مىگويند خدايا اينان برادران ما هستند.
كُنّا مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا ما در دنيا با هم بوديم. هم حجره بوديم، با هم به درس مىرفتيم.
فَبِما فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنا پس به چه چيزى اينها را فضيلت بيشترى دادى و مقامشان را بالاتر بردى؟
فَقالَ هَيْهاتَ شما اشتباه مىكنيد كه با اينها بوديد در بعضى از نسخ دوبار هيهات آمده بلكه آنها با شما فرق دارند.
انَّهُمْ كانُوا يجُوعُونَ حَينَ تَشْبَعُونَ . وقتى شما سير بوديد آنها گرسنه بودند و زندگى دنيا را با گرسنگى پيش مىبردند.
وَ يظْمَئُونَ حَيْنَ تَرُوونَ و زمانيكه شما سيراب بوديد آنها تشنگى مىكشيدند اين عبارات كنايه از اين است كه امكاناتشان كمتر بوده و در تنگدستى به سر مىبردند.
وَ يقُومُونَ حَيْنَ تَنُومُونَ . و آنگاه كه شما در خواب بوديد آنها بيدار بودند.
وَ يشْخَصُونَ حَينَ تَخْفُضُونَ و آنها چشمانشان از گريه و ناله به در