پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٥٨
پرندهاى كه در قفس افتاده براى نجات خود پروبال مىزند و خود را به در و ديوار قفس مىزند. مؤمن وحشتش از گنجشك بيشتر است.
اينجاست كه مىبينيم بعضى از علماء و بزرگان از گريه كردن خسته نمىشدند. آنها اين مطالب را مىديدند و شبها تا صبح ناله مىكردند.
به راستى چه حسابى وجود داشت كه مرحوم حاج سيد محمد باقر شفتى شبها مىرفت داخل باغچه و تا صبح گريه مىكرد؟
يا اباذَرْ! مَنْ وافَقَ قَوْلَهُ فِعْلَهُ فَذاكَ الَّذى اصابَ حَظَّهُ
حضرت در ادامه حديث مىفرمايند كه هر كس گفتار و كردارش با هم يكى است، هر دو بهره را به دست آورده است.
و ما اهل علم بايد مواظب باشيم كه گفتارمان با كردارمان يكى باشد. سخنرانى و منبر رفتن و ارشاد كردن از يك جهت بسيار
عالى است و از يك جهت خطرناك است. اگر اهل سخن و ارشاد هستيد و خود نيز اهل عمل هستيد، خوشا به سعادت شما وگرنه، بدا به حال شما. حضرت فرمودند:
وَ مَنْ خالَفَ قَوْلَهُ فِعْلَهُ فَانَّما يوَبِّخُ نَفْسَهُ. اگر گفتار و كردار يكى نباشد روزى خواهد آمد كه انسان خودش را سرزنش خواهد كرد.
كه اى كاش اهل منبر نمىشدم، اى كاش سخنران نمىشدم، واقعاً مصيبت است كه انسان سخنران به روزى بيفتد كه بگويد: اى كاش اهل سخنرانى نبودم. بنابراين كار ما اهل علم بسيار مشكل است.