پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٠٩
شركت مىكردم و به دليل گرمى هوا درس بعد از نماز صبح شروع و تا طلوع آفتاب ادامه داشت و شبها به خدمت حضرت امام مىرفتم و ايشان تا دو ساعت از شب رفته جلوس
داشتند و بعد به طرف حرم حركت نموده و اين حقير ايشان را همراهى مىكردم. بعد از زيارت برمىگشتند و مىنشستند. مسأله مهم اين بود كه ايشان در مجلس، سكوت مطلق را اختيار مىكردند مگر اينكه از حضورشان سؤالى مىشد در وجود آقا هيبت و عظمتى بود كه اسنان را مجذوب خود مىكرد و چقدر ايشان به درس و بحث اهميت مىدادند. حضرت امام رَحمَهُالله هميشه شاگردان خود را به نظم و انضباط توصيه مىكردند. گاهى كه برخى طلاب و شاگردان ايشان چند دقيقهاى ديرتر در جلسه درس حاضر مىشدند، توصيه مىكردند در زندگى نظم داشته باشيد. اول وقت سر كلاس درس حاضر شويد. همينطور كه بعد از درس همه با هم خارج مىشويم، در ابتداى درس هم همه با هم حاضر شويد. درگذشته وقتى درس حوزه تعطيل مىشد براى ما ناگوار بود و تأسف مىخورديم كه درسها تعطيل شد و از شدت تأثر گريه مىكرديم.
١١١- پرهيز از خنده بسيار
قُلْتُ يا رَسُولَ اللهِ زِدْنى قالَ ايّاكَ وَ كَثْرَةَ الضِّحْكِ فَانَّهُ يميتُ القَلْبَ.
اى اباذر! از خنده زياد پرهيز كن خنده زياد قلب را مىميراند.