پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٧٨
خانه شيخ انصارى باشد. در گذشته هواى نجف خيلى گرم بود. شيخ انصارى براى مطالعه به پشت بام مىرفت و ما هم اينكار را مىكرديم بين پشت بام ما با پشت بام خانه شيخ انصارى به قول عربها «سَتّارهاى» بود و سَتّاره، حايل حلب مانندى بود كه فاصلهاى باشد. از شيخ اجازه مىگرفتم كه آيا ممكن است مختصرى ستّاره را بردارم تا بتوانم از محضرتان استفاده كنم؟ شيخ كه اجازه مىداد، كتاب را برمىداشتم و مىرفتم كنار مرحوم شيخ مىنشستم و مطالعه مىكردم. اين قدر ابهت او زياد بود كه وقتى به شبههاى برخورد مىكردم، كتاب را به دست گرفته و گردن كج مىكردم تا اينكه شيخ سرش را بالا مىكرد و مىفرمود: حاجتى داريد سؤال كنيد. مىگفتم: بلى سوال دارم و من از او پرسش ميكردم و ايشان با يك عزّتى جواب مىداد. روحيه عجيبى بين اين شاگرد و استاد بود و شيخ انصارى چه شاگردانى تربيت كرد، همانند آخوند خراسانى، شيخ حبيب الله رشتى، ميرزاى شيرازى و ديگر بزرگان.
امروزه بايد طلاب و روحانيون عزيز همان جديت و تلاش را داشته باشند و همان آداب اسلامى را رعايت كنند. شما شاگردان مكتب امام صادق (ع) هستيد. حضرت صادق فرمود:
«كُونُوا لَنا زَيْناً وَ لا تَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً» «١» طورى باشيد كه هر وقت شما را ديدند، بگويند: «رَحِمَ اللهُ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ (ع) كَيْفَ ادَّبَ اصْحابَهُ،» رحمت خدا بر جعفر بن محمد ٦ چگونه اصحابش را تربيت كرد. __________________________________________________
(١)- زبدة الاحاديث، ج ١، ص ٢٧٥.