پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٥
مىريخت و مضطرب بود. لكن يأس و نوميدى نداشتند و اميدوار به رحمت خدا بودند. امام سجاد (ع) در دعاى ابى حمزه مىفرمايد: وقتى به خودم نگاه مىكنم، نااميد مىشوم ولى وقتى به رحمت واسعه خدا نگاه مىكنم، اميدوار مىشوم. خداوند به سر و صورت و قيافه و لباس نگاه نمىكند بلكه به باطن مىنگرد. چه بسا كسانى كه مردم روى آنها حسابى باز نمىكنند و به آنها اعتنا نمىكنند، لكن در پيشگاه خدا مقرّب هستند. در زمان امام سجّاد (ع) عبد سياهى بود كه دعا كرد و خدا از بركت دعاى او باران رحمتش را نازل كرد و بعد آمدند او را از حضرت سجاد (ع) خريدند. اگر با خدا ارتباط داشته باشيم در پيشگاهش آبرو داريم و اگر با آن آبرو دست به سوى او دراز كنيم، ما را نااميد نمىكند. بعضى مىدانند كه دست خود را به سوى چه كسى دراز كنند. كارشان طبق رضاى حضرت حق است و قدم از قدم برنمىدارند مگر آنكه رضاى حق را بجويند؛ آرى اينها اهل بهشتند.
٩٨- هديه ابوذر
وَ قالَ ابُوذَرْ رَحِمَهُ اللهُ دَخَلْتُ يوْماً عَلى رَسُولِ اللهِ ٦ وَ هُوَ فِى الْمَسْجِدِ جالِسٌ وَحْدَهُ فَاغْتَنَمْتُ خَلْوَتَهُ.
ابوذر مىگويد: روزى پيغمبر خدا ٦ در مسجد تنها نشسته بودند. من فرصت را غنيمت شمردم و خدمت ايشان رسيدم.