پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٤٤
معلوم مىشود خودت هم خواستى كه بيائى اين حرف را بزنى، منتهى چون خودت خجالت كشيدى بگوئى به نام او تمام كردى و يك خيانت هم به خودت كردى زيرا امانتدارى نكردى بايد امين مىبودى ولى خيانت كردى و گناه چهارم كه از همه بدتر است اينكه به خدا خيانت كردى مگر خداوند نفرموده كه شما سرّ همديگر را نگهداريد و خيانت نكنيد؟ چرا حق خدا را زير پا گذاشتى؟ و آخر اينكه تا چيزى را نقل كرده بودى راحت بودم و غصه نداشتم ولى حالا آسايش را از من سلب كردى و مرا به فكر مبتلا كردى كه در مقابل او چه كنم؟ و چطور با او برخورد كنم؟ و بايد هميشه ناراحت باشم.
٩٠- اجتناب از خيانت
يا اباذَرْ! المَجالِسُ بِالْامانَةر وَ افْشاءُ سِرِّ اخيكَ خَيانَةٌ فَاجْتَنِبْ ذلِكَ وَاجْتَنِبْ مَجْلِسَ الْعِشْرَةِ.
اى ابوذر! سرّ برادرانتان را افشاء نكنيد و خيانت ننمائيد از اينكار اجتناب كنيد و از مجالس عيش و نوش پرهيز كنيد.
مجالسى كه در آن فقط گفتن و خنديدن است، انسان را آلوده مىكند و به گناه مىكشاند. آن مجلسى ارزش دارد كه در آن ذكر خدا و موعظه باشد، مجالس پند و نصيحت و مجالس روضه زيباست. شركت در مجالس روضه در بيوت بزرگان و مراجع نعمت است كه انسان نبايد آنرا از دست