پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢
حضرت على (ع) كس ديگرى در محضرشان نبود. فرصت را غنيمت شمردم، پيش رفتم و گفتم: اى رسول خدا ٦! پدر و مادرم فدايت، مرا وصيت و سفارش كن، تا خداوند مرا به خاطر آن سود دهد و ايشان فرمودند:
چه خوب اى ابوذر! تو از مايى. تو از خانواده مايى
و تورا سفارش مىكنم كه آن را خوب فراگيرى. وصيت و توصيهاى كه دربردارنده تمام راهها و روشهاى خير و خوبى است. اگر آن را بياموزى و پاسدارش باشى، به منزله دو بالى خواهد بود كه تو را در پرواز مدد كند ...
يكى از ويژگىهاى اصحاب رسول خدا ٦ اين بود كه فرصتها را مغتنم مىشمردند. يعنى دنبال اين بودند كه موقعيتى به دست آورند كه حضرت رسول خدا ٦ تنها باشند تا آنها از وجود ايشان استفاده كنند. اميدواريم ما همه اينگونه باشيم و محضر بزرگان را قدر بدانيم.
يكى از بزرگان مىفرمود: وقتى مىشنيدم كه درس حوزه تعطيل است، آنقدر متأثر مىشدم كه به گريه مىافتادم و عرض مىكردم: يابن رسول الله جواب تو را چه بدهم؟
به راستى مگر عمر ما چقدر است كه بخواهيم آن را به بطالت و تعطيلى بگذرانيم. تا مىخواهيم چيزى ياد بگيريم، بايد به خانه آخرت برويم.
از اين مواعظ رسول خدا مىفهميم كه موعظه كردن نوعى پذيرايى كردن است و ما نبايد هيچگاه از نصايح بزرگان ناراحت شويم.
پيامبر در اينجا مىفرمايد كه اى ابوذر تو از ما هستى. از اين جمله