پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٠٦
جاست كه خداوند مىفرمايد: من او را كفايت مىكنم و نمىگذارم در فشارهاى اجتماعى قرار بگيرد. او را كمك كرده و آنچنان نجات مىدهم كه خودش نيز متحير بماند. به هر حال شرط همه اين الطاف و عنايات خدا اين است كه او را اطاعت نموده و خواست او را برخواست خود مقدم بداريم.
وَ كُنْتَ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارةِ كُلّ تاجِرٍ، من در پشت سر هم تجارتى كه مىكند با او هستم.
و شايد مراد از كل تاجر، افرد نباشد بلكه خودش هر برنامهاى كه براى زندگى دارد و يا هر تجارتى كه مىخواهد بكند با او هستم يعنى به تجارت او و مال او بركت و خير مىدهد تا زندگى او تأمين شود. آرى اگر انسان تقوا داشته باشد و يك حركت كند، خداوند چند برابرش را به او مىدهد. اگر انسان فكر روزى خود را نكند، بلكه خدا را در نظر داشته باشد همانطور كه مرگ انسان را مىگيرد ﴿وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ﴾ [١] اگر چه در برجهاى مستحكم باشيد، روزى هم به سراغش مىآيد. روايت است كه مرگ كسى فرا نمىرسد مگر اينكه اول روزيش تمام مىشود. روزى آنقدر مهم است كه خداوند قسم خورده ﴿فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ﴾ [٢] به حق پروردگار آسمان و زمين قسم كه روزى رساندن به شما حق است مثل آنكه داريد سخن مىگوئيد فلذا
[١]- نساء/ ٧٨.
[٢] ذاريات/ ٢٣.