پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٩٠
وقت نان آوردى، با حال جنابت نياور. مشهدى جواد گفت: تصميم گرفتم كه آقا را امتحان كنم روزى عمداً غسل نكردم و مجدداً با جمعيت به محضر آقا رفتيم. به محض اينكه آقا تشريف آوردند، آهسته به من فرمودند: مشهدى جواد چرا نرفتى غسل كنى؟ باز شيطان تو را گول زد و خواستى مرا امتحان كنى؟ من خجالت كشيدم و فهميدم كه مسأله اتفاقى نيست.
اى عزيزان! بيائيد خودمان را اصلاح كنيم. با سستى در اعمال و عدم توجه به خدا نمىتوان فيض برد. كارهايتان را براى خدا خالص كنيد.
روزى مرحوم آية الله بروجردى رَحمَهُالله اندرونى منزل نشسته بودند و آقايان در محضر ايشان بودند. هريك از آنها به آقا چيزى گفتند. يكى گفت: خوش به سعادت شما، چه آثار با بركتى از خود به جاى گذاشتيد. ديگرى گفت: شما مرجع تقليد هستيد و جايتان در بهشت است. يكى مسجد اعظم را نام برد. و آقا همچنان ساكت بود و بعد
به يكى از سادات حوزه كه حرفى نمىزد، فرمود: سيد شما هم چيزى بفرمائيد. عرض كرد: حضرت آية الله چيزى ندارم بگويم لكن از جدم حديثى نقل مىكنم كه فرمودند: «أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَانَّ النّاقَدَ بَصيرٌ بَصيرُ» [١] تا سيد اين را گفت، چشمان حضرت آية الله بروجردى رَحمَهُالله پر از اشك شد. آنگاه فرمودند: آرى آرى. «أَخْلِصِ الْعَمَلِ» بعد سيد گفت: هر وقت آقا به من مىرسيد، مىفرمودند: «أَخْلِصِ
[١]- زبدة الاحاديث، ج ١، ص ١٠١.