پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٧٤
قمىها از وجود او بهره مىبردند. مدتى كه در قم بود، احساس خستگى كرد و با خود گفت: بروم مشهد خدمت امام رضا (ع) و به همين خاطر به امام (ع) گفت كه يابن رسول الله آيا اجازه مىفرمائيد از قم بيايم مشهد و در خدمت شما باشم؟ حضرت جواب دادند: قريب به اين مضمون يا زَكَرِيّا انْتَ امانٌ لِاهْلِ قُمْ كَما انَّ ابى مُوسَى ابْنِ جَعْفَرٍ امانٌ لِاهْلِ بَغْدادِ، [١] اى زكريا تو قم باش كه وجود تو در قم سبب دور شدن بلا از اهل قم است همچنانكه پدرم موسى بن جعفر (ع) براى اهل بغداد امام مىباشد.
امروزه هستند خوبانى كه از سر تصدق آنها خداوند اهل قم را حفظ مىكند. كوشش كنيد كه از خيل اين بزرگان باشيد كه وجود شما منشأ بركت براى جامعه باشد.
از مرحوم شيخ بهائى سؤال كردند كه على بن بابويه افضل است يا زكريا ابن آدم؟ شيخ بهائى جواب داد: فكر مىكنم زكريا بن آدم أفضل باشد. پرسيدند: به چه دليل؟ گفت: براى اينكه زكريا بن آدم هم كجاوه حضرت رضا (ع) بوده است. يك طرف كجاوه ايشان و يكطرف كجاوه امام رضا (ع) بودهاند. شيخ بهائى اين را گفت و شب در خواب ديد كه در جلسهاى امام رضا (ع) و زكريا بن آدم و على بن بابويه كنار يكديگر نشستهاند و او وارد شد و سلام كرد. امّا على بن بابويه با حالت ناراحتى رويش را برگرداند. شيخ بهائى گفت: آقا چرا ناراحتى و جواب سلام مرا
[١] سَفينة البِحار، ج ١، ص ٥٥١.