پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٥٦
او شرفياب شوند، چه كنم به اين جهت تا صبح در فكر بود و از طرفى آقا شيخ محمد جواد نيز وجه بيشترى داده بودند تا او را سريعتر به شيراز برسانند تا ظهر جمعه نشده غسل جمعه نمايند و از اين مستحب محروم نشوند. ايشان تا وارد منزل پدرم شدند، فرمودند: چرا ديشب اين قدر ناراحت بودى كه من بد موقع مىآيم؟ پدرم گفت: آقا از كجا فهميديد؟ ايشان فرمود: مىخواهم حمام بروم و غسل كنم، ناراحت نباش كه مشكلات تو نيز حل شده است. آنگاه فرمودند: تا يك هفته بين الطلوعين با اهل و عيال سوره انعام و آيه ﴿وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ﴾ [١] را دويست و دو مرتبه بخوان و سپس به حمام تشريف بردند. اين اعمال را پدرم به جا آوردند و الحمدلله مشكلاتشان حل شد. چندين نفر ديگر نيز گفتهاند كه اين كار را كرديم و نتيجه گرفتهايم. اين ٢٠٢ مرتبه به حساب حروف ابجد مىشود «ربّ محمّد و علىّ» كه لازم است به اين تعداد خوانده شود.
يا اباذَرْ! أطْعِمْ طَامَكَ مَنْ تُحِبُّهُ فِى اللهِ وَ كُلْ طَعامَ مَنْ يحِبَّكَ فِى اللهِ عَزَّوَجَلَّ. غذايت را به كسى بده كه او را براى خدا دوست دارى و غذاى كسى را بخور كه ترا به خاطر خدا دوست دارد.
ما بايد همه كارهايمان براى خدا باشد. اگر درس مىخوانيم، اگر تبليغ مىرويم بايد رضاى خدا را در نظر بگيريم اگر چنين باشد بركت دارد كسى كه اعمال و رفتارش براى خداست وجودش منشأ خير است.
[١]- انعام/ ١٣٣