پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣١
تا صبح نماز بخوانى و قلبت متوجه نباشد.
هرچيزى بايد مايه داشته باشد، نماز بىروح ارزش ندارد؛ خم و راست شدن بىتوجه فايده ندارد. عبادت اگر روح داشت، ارزش دارد. چه بسا افرادى كه قرائت نمازشان هم درست نيست و مسائل تجويدى را رعايت نمىكنند، امّا روح پاكى دارند و قلب آنها متوجه خداست و اگر بر مريض سوره حمد را بخوانند، مريض شفا مىيابد و چه بسا كسانى كه با قرائت و تجويد نماز مىخوانند ولى نمازى بىروح و بىحال بجاى مىآورند. به هر حال آنچه مهم است معنويت است و كسى كه در كسوت روحانيت است، مسئوليتش بيشتر است و بايد طورى عمل كند كه آب وضوى او شفاى امراض گردد. روحانى بايد كارى كند كه مردم از فيض وجودش و از معنوياتش بهرهمند شوند.
شخصى از اينجانب پرسيد: دروازه عرفان كجاست؟ گفتم: دروازه عرفان همين است كه خود را بسازى گفت: چگونه؟ گفتم: على (ع) باب العرفان است. زير سايه ولاى اهل بيت (ع) زندگى اميرالمؤمنين (ع) را الگوى خود قرار بده و معنويت آن حضرت و توجه الى الله و زهد و عبادت ايشان را سرمشق خويش كن و بدان عمل نما. چه عرفانى از اين بالاتر؟
٤٧- حق و باطل
يا اباذَرْ! الْحَقُّ ثَقيلٌ مُرٌّ وَالْباطِلُ خَفيفٌ حُلْوٌ.
اى اباذر! حق سنگين است و تلخ، و باطل سبك است