پندهاى رسول اعظم به اباذر غفارى - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١١١
مَنْ يحِبُّنى الكَفافُ وَ انْ يعْطى مَنْ يبْغُضَنى كَثْرَةَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ.
اى ابوذر! من از خدا درباره دوستانم و علاقهمندانم خواستهام كه خداوند به آنها به اندازه كفاف بدهد ولى در مورد دشمنانم خواستهام كه مال و اولاد بيشترى به آنها بدهد.
روزى حضرت رسول ٦ به صحرايى تشريف بردند. ايشان باديه نشينهايى را ديدند و براى رفع عطش به سوى آنها رفتند. آنها با حضرت ٦ برخورد ناشايستى كردند و دعوت آقا را اجابت ننمودند و از دادن آب به پيامبر خوددارى نمودند. پيغمبر اكرم دعا فرمودند: خدايا به آنها بيشتر بده در ادامه راه به افراد ديگرى برخورد كردند و طلب آب كردند. آنها استقبال عجيبى كردند و حتى براى ايشان شير هم آوردند. آنگاه رسول الله ٦ دعا كردند: خدايا به اندازه كفاف به ايشان بده «اللّهُمَّ اعْطِهِ الْكِفافُ» اين قضيه براى اصحاب سؤال برانگيز شد كه چرا رسول خدا ٦ در حق آنها كه از دادن آب خوددارى كردند آن گونه دعا كردند، امّا اينجا دعا كردند كه خدا به اندازه كفاف به آنها بدهد؟ حضرت در پاسخ فرمود: فكر نكنيد كه زيادى مال و اولاد و دنيا خير است كه اين كثرت جز گرفتارى و دردسر چيز ديگرى نيست.
كثرت مال و اولاد موجب سرگرمى زياد انسان مىشود و از آن طرف به همان نسبت انسان از ياد خدا باز مىماند. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ