آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٧٤ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
هشت درهم، بهاى غذايى كه ميل كرده بود به آن دو تن داد و رفت، فردى كه پنج عدد نان داشت پنج درهم از هشت درهم را خود برداشت و بقيه را به همسفر خويش داد، امّا وى اين تقسيم را غير عادلانه ديده و از گرفتن سه درهم امتناع كرده و به اصطلاح بگو مگو فيما بين آنها درگرفت، ناچار براى رفع نزاع، مسأله را با على ٧ در ميان گذاردند، امير المؤمنين ٧ با توجه به مورد نزاع، به آن كس كه سه عدد نان داشت رو نمود و فرمود:
همراهت با تو انصاف نموده و بيش از حق، به تو داده است، اما او همچنان به گفته خود اصرار داشت و مىگفت من جز حقم، از او نمىپذيرم، به اين منظور كه بايد اين مبلغ بالمناصفه تقسيم شود، على ٧ فرمود اكنون كه تقسيم همسفرت را نمىپذيرى، بايد بدانى كه حق تو از اين مبلغ، بيش از يك درهم نيست، آن مرد با تعجب گفت چرا؟
حضرت فرمود: هر يك از شما سه نفر از مجموع اين هشت عدد نان (٣/ ٢ ٢) دو نان و دو ثلث يك نان ميل كردهايد. بنا بر اين از سه عدد نان تو، يك سوم (٣/ ١) آن را شخص سوم ميل نموده و از ٥ عدد نان همسفرت، دو نان و يك سوم آن خورده است (٣/ ١ ٢) پس براى (٣/ ١) از نان تو كه شخص سوم تناول نموده، يك درهم بيش نبوده و حق تو از مجموع اين مبلغ، تنها يك درهم است.
[١] ديگرى داورى آن حضرت در باره زنى است كه بر پشت زن ديگرى سوار شده بود و در آن حال زن سوم از راه رسيد و زن سوارى دهنده را سگ زد و تحريك نمود كه تندتر برود، در آن ميان زنى كه سوار شده بود بر زمين افتاده و جان سپرد. اين بود كه على ٧ دو ثلث ديه را بر عهده و گردن زن سوارى دهنده و زن تحريككننده انداخت زيرا تلف آن زن به عمل اين دو ارتباط داشت و امّا يك ثلث ديه را ساقط نمود، چرا كه آن زن مقتولشونده عملى بيهوده انجام داده و چيزى در قبال آن واقع نميشد اين داورى كه
[١]. صاحب احقاق الحق، ج ٨، ص ٨٦، آخر باب چهارم از ملحقات؛ السنن الكبرى بيهقى، ج ٨، ص ١١٢؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ١٧٨، باب دوم، فصل پنجاه و ششم.