آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٦٢
شده بود و نه ردّ پايى در منزل وجود داشت و حاكم نيز از اين جريان سخت متحيّر بود و نمىدانست در اين مورد بايد چه كار كند؟ زيرا ورود هيچ كسى از خارج منزل به آنجا ممكن نبود به اضافه كه هيچ علامتى از ورود كسى وجود نداشت و از خانه هم چيزى سرقت نشده بود! امّا همسايگان و افراد مشكوك همچنان در زندان، تحت بازپرسى قرار داشتند، ولى راه حلّى براى اين مشكل پيدا نشد، تا آن زمان كه حاجيان به وطن بازگشتند و خواب بيننده، متوجه شد كه همسايگان در زندان هستند! علت را پرسيد، در جواب گفتند: حمدان را در منزلش، سر بريدهاند و حاكم براى تحقيق، همسايگان را زندانى نموده است! آن مرد با تعجب و با صداى بلند تكبير گفت سپس گفت: صورت خوابنامه را كه نوشته بود، بيرون آوردند و قرائت كردند و متوجه شدند كه آن شخص درست در همان شبى كه آن حاجى خواب ديده بود، كشته شده است. آنگاه در جمع مردم به خانه مقتول رفتند، نخست به مردم گفت تا ملافه را بيرون آوردند و آثار خون را به آنان نشان داد و جريان را تعريف كرد، سپس گفت: تا كارد خون آلود را از سقف آوردند و به آنها نشان داد، حاكم و همه مردم در حالى كه از جريان شگفت زده بودند، فرمان داد تا زندانيان را آزاد كنند، زيرا فهميدند آن خواب از رؤياهاى صادقه است كه در آن ترديدى وجود ندارد، سپس مردم به حقانيت مولى اعتراف نمودند و اين جريان از الطاف الهى بود كه در حق ذريّه آن حضرت به وقوع پيوست.
[١] ابو دلف فرزندى داشت [كه دشمنى او با على ٧ و كينه وى به آن حضرت شديد بود] روزى عدهاى از ياران ابو دلف، در باره دوستى و دشمنى با على بحث و گفتگو داشتند در آن حال يكى از ميان آنان حديثى را از پيامبر ٦ يادآور شد كه پيامبر ٦ فرمود:
«يا على لا يحبّك الّا مؤمن تقى، و لا يبغضك الّا ولد زنية او حيضة»
: اى على كسى تو را دوست نمىدارد، مگر مؤمن با تقوا و پرهيزكار و كسى با تو دشمن نمىگردد مگر فرزند حيض يا فرزند زنا!
[١]. مناقب خوارزمى، فصل نوزدهم، ص ٣٢٦، ح ٣٣٦، احقاق الحق، ج ٤، ص ١٧٠، ج ٦، ص ٤٠٨ و ج ٧، ص ١٩٠- ٢٧٠ و ج ٩، ص ١١٥ و ج ١٨، ص ٥٣٣.